جانِ هرچه خروس قربانت! / اندر وضعیت علیاحضرت مرغ ! / شعر طنز | وقایع روز
کد خبر: ۱۰۹۲۹
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۰۳ فروردين ۱۴۰۰ - 23 March 2021
شعر طنز زیبایی در وصیف شرایط بحرانی مرغ در کشور. البته راهکار اصلی رو که کارشناس محترم رسانه ملی دادن: نخرید! نخورید!

مجتبی احمدی شاعر و طنزپرداز

وقایع روزـ سرویس طنز؛

شعر طنز زیبایی بخوانید از شاعر و طنزپرداز خوب کرمانی: مجتبی احمدی

 

 "جانِ هرچه خروس قربانت!"

 

آه ای مرغ! چیست جریانت؟
پرهیاهو شده‌است دکّانت

شده افسانه دوره سیمرغ
اینک آری، رسیده دورانت

باز هم صف کشیده‌اند برات
تا رسد دست‌شان به دامانت

وه! خیابان و کوچه پُر شده از
سینه‌چاکانِ سینه و رانت

گاو و بز از میانه دررفتند
تا که دیدند بین میدانت

یکّه‌تازِ تمام بازاری
ای غنیّ و فقیر، خواهانت!

ای عزیزی که با بسی منّت
می‌گذارند پیش مهمانت

گرگِ صحرا، اسیر قُدقُدهات
شیر جنگل، غلام دربانت

پول اصلاً چه قابلی دارد؟
جانِ هرچه خروس قربانت!

می‌شود باز مردمان بینند
در چمن‌زارها خرامانت؟

می‌شود باز مثلِ قبلاًها
همه هرجا خَرند آسانت؟

می‌شود پیشِ چشم بچّه و زن
نشود جیبِ مرد حیرانت؟

می‌شود یا نمی‌شود مرغَک؟!
با توام! کر که نیست چشمانت!

ناز کم کن که بگذرد این نیز
باز هم می‌کُنند ارزانت

باز هم گرم و یخ‌زده، هرروز
می‌فروشند لخت و عریانت

می‌پزندت چنان‌که می‌دانی
تا بریزند در فسنجانت

می‌کشندت به سیخ تا بلکه
روی آتش کنند بریانت

می‌شوی تکّه‌تکّه تا بخورند
آی جوجه‌کباب! با نانت

استخوانِ تو را کشند به نیش
نگذرند از دو بالِ لرزانت

آری ای مرغ! روزگار این است
(می‌کند از خودت پشیمانت)

دل به این مکنتِ دوروزه مبند
بعدها نیست وقت جبرانت
از ما گفتن بود!

نظرات کاربران
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۴ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۸
42 ساله زندگی مردم شده شعر و مسخره بازی
قیمت ها رو میبرن بالا
بعد با شعر و جک گفتن مردم سرگرم شدن
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب