سریال بچه مهندس ۴ + خلاصه داستان و بیوگرافی بازیگران و زمان دقیق پخش | وقایع روز
کد خبر: ۱۱۰۶۲
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۱۰ فروردين ۱۴۰۰ - 30 March 2021
توضیحاتی درباره تعداد قسمت های سریال بچه مهندس ۴ به کارگردانی علی غفاری و همچنین بیوگرافی بازیگران این سریال تلویزیونی خواهیم داشت! با ما همراه باشید

سریال بچه مهندس ۴

وقایع روز ـ سرویس هنر و ادبیات؛

 تصویربرداری سریال بچه مهندس ۴ به کارگردانی احمد کاوری و به تهیه‌ کنندگی سعید سعدی در تهران ادامه دارد!

در این مجموعه بازیگرانی مانند ثریا قاسمی ، فرهاد قائمیان ، عبدالرضا اکبری ، مهشید جوادی ، محمدرضا رهبری ، نسیم باقریان ، کریم قربانی ، عباس جمشیدی ‌فر و شیوا خسرومهر حضور دارند و به ‌زودی چند بازیگر جدید نیز به گروه اضافه خواهند شد.

سری چهارم این سریال در ۳۰ قسمت ساخته می ‌شود و مانند سری قبل، حسن وارسته به همراه یک گروه چند نفره کار نویسندگی را برعهده دارند. سریال بچه مهندس ۴ به تهیه‌کنندگی سعید سعدی و به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما تهیه و تولید می ‌شود.

فصل اول سریال بچه مهندس در ۳۰ قسمت در ماه رمضان سال ۱۳۹۷ شمسی از شبکه دو صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. همچنین پخش فصل دوم این مجموعه تلویزیونی نیز از دی ماه سال ۱۳۹۷ شمسی آغاز شد و در بهمن ماه سال ۱۳۹۷ شمسی نیز به پایان رسید، و فصل سوم این سریال تلویزیونی در ماه رمضان سال ۱۳۹۹ شمسی پخش شد. آخرین قسمت این سریال ۳۶ قسمتی در  دوشنبه ۱۲ خرداد ۹۹ پخش شد.


بیشتر بخوانید:

اگرمن بودم جواد جوادی را میکشتم / بچه مهندس باید کشته شود! + فیلم

احضار سریال ماه رمضان ۱۴۰۰ از شبکه یک + خلاصه داستان


از ابتدا قرار بود سریال بچه مهندس در سه فاز کودکی و نوجوانی و بزرگسالی ساخته شود، البته سه فصل ۱۵ قسمتی که در کل ۵۴ قسمت باشد. سریال بچه مهندس ۳ در ۳۶ قسمت برای شبکه دو صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران تولید شد. تصویربرداری مجموعه تلویزیونی که تصویربرداری از نیمه تیر ماه سال ۱۳۹۸ شمسی آغاز شده بود و پس از ۸ ماه در ۲۶ اسفند ماه سال ۱۳۹۸ شمسی به پایان رسید. ساخت این تیزر بر عهده ی محمد واحد بوده است.

گفتنی است فصل اول «بچه مهندس» سال ۹۶ به کارگردانی علی غفاری، نویسندگی حسن وارسته و تهیه‌کنندگی سعید سعدی کلید خورد و در رمضان سال ۹۷ روی آنتن شبکه دو سیما رفت. این مجموعه، داستان یک پرورشگاه را با حضور کودکان به تصویر کشید و فصل دوم سریال با نوجوانی شخصیت اصلی روی آنتن رفت. فصل سوم «بچه مهندس» جوانی جواد جوادی با بازی روزبه حصاری را به تصویر کشید و همزمان با آغاز ماه رمضان ۹۹ در ۴۰ قسمت روی آنتن تلویزیون رفت.

درباره بازیگران این سریال تلویزیونی بد نیست بدانید فرهاد قائمیان ، کامران تفتی ، ثریا قاسمی ، روزبه حصاری ، سعید کریمی ، مهشید جوادی ، کاوه سماک‌ باشی ، فرناز رهنما ، حدیث چهره‌ پرداز ، خیام وقار کاشانی ، مهسا مهجور ، سارا شاهرودیان ، بهنام مومنی ، مهرزاد جعفری ، مانی رحمانی، امید ماهر ، نسیم باقریان ، یاسمن قلی‌ پور ، زهرا دباغیان ، سیدمهرداد ضیایی ، کریم اکبری‌ مبارکه ، عباس جمشیدی، فرید قبادی ، کریم قربانی ، اتابک نادری ، افشین نخعی ، سلمان فرخنده، فریده دریامج ، شیوا خسرومهر ، آرش نوذری ، احسان امانی ، احسان مهدی ، حسن اسدی و (با معرفی) محمود خسرومنش در فصل سوم بچه مهندس به ایفای نقش پرداخته‌ اند.

سریال بچه مهندس ۴

قسمت ۶ سریال بچه مهندس ۴

اوضاع بودجه خانه مهر بد شده و به اصطلاح کفگیر بودجه به ته دیگ خورده عمو کریم با آقای لاهوتی درباره این موضوع صحبت میکنند که جواد میاد و میشنوه و چکی که از دکتر توفیقی برای کوادکوپتر گرفته بود را به لاهوتی میده و میگه فعلا بیشتر به درد خانه مهر میخوره. بی بی گل به زهرا خانم زنگ میزنه و میگه میخواستم امشب مزاحمتون بشیم نه واسه خواستگاری همینجوری مهمون اگه قبول میکنین که زهرا خانم میگه قدمتون روی چشم. شب‌ وقتی میرن اونجا اول خونه جدیدو تبریک میگن و دکتر با جواد درباره پروژه شان صحبت میکنن که چرا طرحتو ارائه نمیدی جواد میگه هنوز کامل نشده یخورده کار داره دکتر میگه خوب کامل کن دیگه زود بی بی گل میگه این کارا ذهن باز میخواد که پسرم جواد این روزها حال خوشی نداره نه خواب داره نه خوراک کم حرف شده بچه ام که دکتر میگه من در این باره با خود جواد صحبت کردم حاج خانم. بحث گذشته جواد وسط میاد که بی بی میگه همه ما یه گذشته ای داره خود شما ندارین؟

و خاطره ای از خودش و همسر مرحومش تعریف میکنه و در آخر میگه من موی سفیدمو گرو میزارم که اگه به جواد ایمان نداشتم هیچوقت پادرمیونی نمیکردم، مرضیه از اتاقش حرف های آنها را میشنود. دکتر در آخر میگه من حرفهامو با جواد زدم ولی خوب چشم هرچی دختر بگه منم نظرم همونه و زهرا خانم به اتاق مرضیه میره تا نظرشو بپرسه مرضیه میگه نمیدونم چی بگم من زمان میخوام مادرش همینو میره بهشون میگه و جواد شوکه میشه. فردای آن روز مرضیه و مادرش به خانه مهر میرن برای سالگرد مامان گلچهره، مرضیه به محض وارد شدن یه نفر صداش میکنه که تاج گلی که برای جواد فرستادن را تحویل بگیرن مرضیه میپرسه از طرف چه کسیه؟ که بهش میگن از طرفی فردی به نام مژگان عباسی مرضیه با شنیدن این اسم حالش بد میشه و به مادرش میگه من کار دارم بریم خونه‌. همان شب مادر مرضیه باهاش حرف میزنه و بهش میگه که فهمیدم عصبی حالت به اون تاج گل ربط داره؟ و بهش میگه که اگه قراره با یه تاج گل بره سمت همون آدم بهتره که بره تو خودتو ناراحت نکن.

فردای آن روز امیر گلفروش گوشی ناپدریش هاتف را میپیچه و به جواد زنگ میزنه و میگه کمکم کنین من گیر کردم اینا منو اذیت میکنن هنوز حرفش تموم نشده بود که هاتف و نوچه هاش میرسن و علاوه بر گرفتن گوشی ازش کتکش میزنن. جواد و بهروز به بهشت زهرا میرن و آدرس هاتف پیدا میکنن. میرن اونجا ولی اونا منکر میشن که امیر اونجاست، به همین خاطر بهروز میگه بریم ولی وسط راه بهروز پیاده میشه و میگه من اینجارو زیرنظر دارم امیرو دیدم زنگ میزنم بهت تو برو دانشگاه. تو دانشگاه جواد میبینه جزوه های یه دانشجو رو زمین ریخته و بهش کمک میکنه و باهم آشنا میشن و خودشو معرفی میکنه به نامه ناصر فیض. بهروز که اونجارو میپایید، امیرو میبینه که تو یه ماشین حبس بوده و بعد از بیرون کشیدنش تو یه اتاقی زندانیش میکنن.

قسمت ۵ سریال بچه مهندس ۴

دکتر به جواد زنگ میزنه و بهش میگه من قبل یجور دیگه فکر میکردم ولی امروز با شنیدن حرفایی از خودت نظرم تغییر کرد من نمیتونم با سرنوشت دخترم بازی کنم مرضیه تاروپود زندگیمه من نمیتونم دخترمو بدم به کسی که تازه از یه عشق کهنه خلاص شده من فکر میکنم این وصلت سر نگیره بهتره جواد با شنیدن این حرف حالش گرفته میشه و تا به خودش میاد میبینه تلفن قطع شده. بی بی از ظاهر جواد میفهمه که ماجرا چی بوده و چی شنیده. دکتر با همسرش صحبت میکنه و بهش میگه که جواب رد دادم همسرش میگه من فکر میکردم شریکتم رفیقتم باهام مشورت میکنی چرا سرخود جواب دادی که دکتر بهش میگه من نمیتونم با گذشته جواد کنار بیام همسرش میگه هرکی یه گذشته ای داره خاک تمیزم تو شخم بزنی بالاخره به کرم ازش میاد بیرون دکتر میگه میشه بحثو عوض کنیم؟ که بهش میگه نه الان شما به من بگو به مرضیه چی بگم؟ دکتر عصبی میشه و داد میزنه بگو بهش فعلا نه.

مرضیه این صدارو میشنوه و حالش بد میشه و گریه میکنه. بهروز به جواد میگه من دلم روشنه نگران نباش، جواد درباره کار ازش میپرسه و میگه چیشد؟ که بهروز میگه هیچ کاری پیدا نکردم کارم سرمایه میخواد که جواد میگه این لپ تاپ منو بگیر آگهی بده تعمیرات در محل، بهروز این کارو میکنه . فردای آن روز به بهروز زنگ میزنن و کارش را شروع میکنه و مستوره خانم به بهروز میگه به دوستت بگو بیاد یه چیزی بخوره از دیشب هیچی نخورده پس میافته. بی بی حال جواد را میبینه و به زهرا خانم مادر مرضیه زنگ میزنه و از حال پریشان جواد میگه زهرا خانم هم میگه مرضیه هم حال خوشی نداره ولی من دکترو میشناسم فعلا موقعش نیست. بی بی به جواد میگه اگه واست مهمه واسش بجنگ تلاش کن. جواد به دانشگاه میره و قبل از رفتن به اتاق دکتر مرضیه را میبینه و بهش میگه نظر شما هم همینه؟ که میگه بله مگر اینکه جواد میگه مگر اینکه چی مرضیه بغض میکنه و میگه نمیدونم و میره‌. همان لحظه الناز مافی با پدرش به سمت کمیته انضباطی میرن که پدرش متوجه رابطه ای بین آنها میشه.

پدر الناز پیش استادش میره و درباره الناز باهاش حرف میزنه و همان استاد تو کمیته انضباطی از الناز حمایت میکنه و عفو بهش میخوره. بعد از الناز جواد وارد اتاق میشه و نامه ای که بنا به گفته دکتر توفیقی واسه درخواست استادیار را نوشته را تحویل میده بعد از جلسه جواد جواب را میره از دکتر بپرسه که میگه رد شد جواد عصبی میشه و فکر میکنه دکتر موضوع مرضیه و کار را قاطی کرده و میگه بهش که فکر نمیکردم موضوع هارو قاطی کنین و باهم بحث میکنن. مرضیه به اتاق دکتر میره تا ببینه چه کاری داشته باهاش که پدرش میگه چرا انقد کلافه ای بهم ریخته ای؟ داری با من لج میکنی؟ به خاطر  تصمیمی که گرفتم؟ مرضیه میگه من نباید ناراحت باشم؟ شما تصمیمتونو گرفتین بعد اومدین نظر منو میپرسین همان لحظه جواد میاد و مرضیه میگه بعدا صحبت میکنیم و میره. جواد میگه کاری داشتین صدام کردین؟ که دکتر میگه چکتونو یادتون رفت بگیرین و جواد قبل از رفتن از دکتر واسه رفتارش عذرخواهی میکنه و دکتر تحسینش میکنه واسه جرات عذرخواهیش. مرضیه با شیوا درباره ماجرای جواد و گذشته جواد و موضوع بینشان صحبت میکنند که یه همکلاسی کنارشان نشسته و همه صحبت هارو میشنود، یه پسر از همکلاسی ها که با الناز ساخت و پاخت داره اون دخترو پیش مرضیه و شیوا میبینه و ازش میپرسه که اونا چی میگفتن و او هم همه چیزارو بهش میگه. اون پسره هم به الناز زنگ میزنه و میگه باید ببینمت خبرای داغی دارم واست..‌‌

قسمت ۴ سریال بچه مهندس ۴

مادر بهروز به سمت خانه مهر میره و بهروز هم دنبالش میوفته. مستوره خانم پیش بی بی گوهر درد و دل میکنه و میگه چندباری فهمیده بودم کارش چیه اما خودمو میزدم به اون راه نمیخواستم قبول کنم تا اینکه چندتا از همسایه ها بهم نشون دادن، از طرفی بهروز هم پیش جواد میره و باهاش حرف میزنه و میگه که پشیمانه و با جواد به سمت کلانتری میره و همه اجناسی که داشته را تحویل میده. مستوره خانم به بی بی گوهر پیشنهاد میده تا وقتی تهرانه پیش آنها زندگی کنند بی بی گوهر هم میگه به ۲شرط یکی که کرایه و همه چیز نصف نصف و دوم اینکه جواد بیاد باهاش مشورت کنم. مستوره خانم با بهروز فردای آن روز میرن پیش آقای رفیعی و میگه که بهروز پشیمانه و ازش میخواد که بهروز را ببخشه و ازش اجازه میگیره تا بی بی گوهر و جواد پیش آنها بیان تا باهم زندگی کنن که صاحب خانه شان از اونجایی که به مستوره خانم علاقه داره اول فکر میکنه ازدواج کرده و مخالفت میکنه اما بعد که متوجه میشه بی بی گوهر و جواد هستن قبول میکنه.

شب جواد و بی بی به آنجا میرن و بی بی به جواد میگه خوب استراحت کن تا فردا که با دکتر قرار داری خوب و سرحال باشی. فردای آن روز بهروز به دنبال کار تو بازار میره و جواد به دانشگاه و پشت در اتاق دکتر منتظر میماند که با الناز مافی و پدرش روبرو میشه. الناز با حرف هاش جواد را تحت فشار میزاره ولی جواد جوابشو نمیده. پدر الناز به داخل اتاق دکتر میره که و از دکتر میخواد که الناز ببخشه و بتواند پایان نامه اش را تمام کند که دکتر میگه خطای بزرگی کرده از دست ما خارجه باید ببینیم کمیته انضباطی چی میگه، پدر الناز یه پیشنهاد همکاری میده که دکتر میگه از طریق دفتر پیشخوان پیگیری کنین نه از طریق دفتر من. جواد به اتاق دکتر میره، او فکر میکنه موضوع قرار آینده خودش با مرضیه است اما دکتر بهش پیشنهاد همکاری میده و جواد میگه فکر میکردم موضوع یه چیزه دیگه است که دکتر بهش میگه میخواستم درباره موضوع تو با دخترم خارج از محیط کار صحبت کنیم و در آخر درباره گذشته جواد سوال میکنه و میفهمد که عشقی در گذشته وجود داشته و بهش میگه باید درباره اش فکر کنم.

جواد با حالی بد از اتاق بیرون میاد که مرضیه میبینتش، مرضیه به اتاق پدرش میره و اول میگه با شیوا دوستم میخوایم وام بگیریم واسه پایان نامه که پدرش میگه خودم بهت میدم بعدا بهم برگردون و مرضیه دلیل ناراحتی جوادی را میپرسه که پدرش میگه بریم یه جا بشینیم حرف بزنیم. آنها به یه کافه میرن و پدرش بهش میگه که از گذشته جوادی باید سردربیارم نگران زندگیتم تو میگی چیکار کنم که مرضیه میگه هرچی شما صلاح بدونین. بهروز هرجا میره و میپرسه که کارگر میخواین یا نه با جواب نه مواجه میشه‌. جواد تمام روز را تو خیابان میگرده و گریه میکنه و تمام خاطرات گذشته را مرور میکنه و در اخر شب به خانه میره کنار حوض میشینه که بی بی میاد بهش میگه چیشد؟ جواد میگه نه جواب مثبتش مشخصه نه منفیش بی بی هنوز سایه مژگان رو زندگیمه که بی بی میگه به این چیزا فکر نکن توقع نداری دودستی دخترشو بده بهت که باید ناز بخری و همان موقع دکتر به جواد زنگ میزنه

قسمت ۳ سریال بچه مهندس ۴

به دنبال خانواده دکتر توفیقی میرن و میبرنشون به خانه جدید. جواد بعد از غذا خوردن به خانه شان می رود. بهروز با صاحبخانه اش روبرو میشه و بهش میگه پول منو بیار بده که بهروز بهش میگه فردا صبح میارم. مادر مرضیه به دکتر میگه از این اتفاقای یهویی خوشم نمیاد حداقل یه هفته از قبل میگفتی جمع و جور میکردم که دکتر بهش میگه من خودمم چند ساعت پیش فهمیدم، بهش میگه تو نمیخوای کارتو سبک کنی، هرسری که میری ماموریت تا بیای نصف جون میشم ما دیگه باید به فکر ازدواج مرضیه باشیم با نوه هامون بازی کنیم که دکتر بهش میگه ماجرای ازدواج چیه که مادر مرضیه بهش میگه باید کم کم آستین بالا بزنیم و هردو لبخند رضایتمندی میزنن. جواد صبح پیش بی بی میره و از گل هایی که داشت تو گلدان میکاشت تعریف میکند و یکیو برمیداره تا بره که چشاش سیاهی میره و سرش تیر میکشه و بعد از چند دقیقه بعد از حال میره و وسط حیاط خانه مهر زمین میخوره که عمو کریم با بقیه به کمکش میرن.

وقتی به هوش میاد میگن چیزی نیست فشارش افتاده از بس فشار میاره به خودش که بی بی بهش میگه پاشو ناهارتو بخور یه استراحت بکن تا بریم یخورده خرید کنیم همین روزاست که بهمون خبر بدن بریم خواستگاری و همه خنده خوشحالی میکنند. بهروز با چندتا ضبطی که درست کرده پیش مال خری میرود که ازش نزول گرفته بوده و همه اونارو برای سود پولش برمیداره و بهش میگه زودتر حسابتو صاف کن که سر ماه باز یچیزی میاد روش. جواد با بی بی به خرید میرن. بهروز وقتی به خانه برمیگرده میبینه که مادرش با صاحبخانه کل کل میکنه و در آخر عصبی میشه و صاحب خانه اش را هل میدهد و او هم شکایت میکند ازش و به کلانتری میرن. مادر بهروز به جواد زنگ میزند و جواد با بی بی به کلانتری میرن و جواد میپرسه چقد طلبکارین؟ که میگه ۱تومن جواد میگه ۵۰۰ الان میدم ۵۰۰ دیگه هم جور میکنم و او هم رضایت میده‌ از همانجا بی بی و جواد خانه مادر بهروز میرن و بی بی گوهر با مستوره خانم آشنا میشه.

مستوره خانم بهش میگه که این آقا از من خوشش میاد دندونش گیر کرده ولی من بعد از فوت اون خدابیامرز دیگه دلم از سنگ شده. جواد به اتاق بهروز میره و بهش میگه این جنسا چیه؟ این همه جنس متفاوت با مارکای مختلف تو این جعبه واسه چیه؟ فکر کردی من ساده ام؟ بهروز دست پیش را میگیره تا پس نیوفته ولی در آخر وقتی میبینه جواد راضی نمیشه میگه آره من تحت فشارم من دزدم و جواد از اتاقش بیرون میره و بی بی صدا میکنه که برن. بی بی به مستوره خانم میگه یه قلم و کاغذ بده آدرس و تلفن جایی که هستم و بهت بدم اگه کاری داشتی پیدام کنی. همان روز بهروز سرک میکشه تا صاحبخانه اش بیرون بره و به خانه اش بره و از گاوصندوق آنجا پول بدزدد. بهروز وقتی میره تو اتاق گاوصندوق صاحبخانه همان موقع برمیگرده و او را میبینه و در را رویش قفل میکند جوری که متوجه نشود و به مستوره خانم میگه بیا بهروز خونه منه، او بهش میگه اونجا چیکار داره؟ که میگه بیا خودتون ببینین. بهروز از اتاق میخواد بره بیرون که میبینه باز نمیشه بعداز کمی کلنجار رفتن در باز میشه و پولایی که تو دستشه میریزه زمین و مادرش بهش میگه تو اینجا چیکار میکنی؟ و چک میزنه زیر گوشش و میره که بهروز دنبالش میوفته و میگه بهت توضیح میدم…

قسمت ۲ سریال بچه مهندس ۴

بهروز که در بیمارستان است بعد از بهوش اومدن بلند میشه و میخواد از بیمارستان بره بیرون که سوپروایزر بخش نمیزاره و میگه باید دکترت بیاد برگه ترخیص بهت بده بعد ولی بهروز گوش نمیده و به اصطلاح بیمارستان را میزاره رو سرش، جواد از راه میرسه و میپرسه چیشده که بهش میگن دوستت میخواد بره بیمارستانو ریخته بهم. جواد میره باهاش حرف میزنه و میگه اومدم کارهای ترخیصتو بکنم صبر کن یه لحظه لباساتم آوردم بزار برم با دکترت حرف بزنم. صاحب خانه بهروز پیش مادرش میره و سراغ پسرشو میگیره و میگه اومدم اجاره بگیرم که مادرش میگه تو اگه بدونی بهروز کجاست منم میدونم صبر کن بیاد بگم همه اجاره هارو یه دفعه بده ماهم اینجارو تخلیه کنیم بریم و بعد از رفتن صاحبخانه زنگ میزنه به بهروز . بهروز بعد از روشن کردن گوشیش میبینه ۲۰ تماس از مادرش داره و همان لحظه گوشیش زنگ میخوره که میده به جواد ولی هنوز جواد حرف نزده مادرش غر میزنه که کجایی نمیگی یه مادری داری نگران میشه؟

الان صاحبخانه اومده اجارشو میخواد و جواد همه اینارو میشنوه و وقتی حرف میزنه مادرش میبینه بهروز نیست و میخواد که گوشیو بده به خود بهروز و ماجرای صاحبخانه رو توضیح میده و میگه اومدنی نان سنگک هم بگیر و قطع میکنه. دکتر صادق در ماموریت تصمیم میگیرن که از روی پرنده ای که شکار کردن ماکت بسازن تا بتوانند بیشتر درباره پهباد تحقیق کنن. دکتر میگه تا زمان ساخت ماکت با من کاری ندارین دیگه و به سمت تهران میرود که تو مسیر بهش میگن باید یه مدت تنها جایی نرین و براش نیرو میزارن و بهش میگن منزلتونم باید عوض بشه. مرضیه که مادرش میرسونتش به دانشگاه تو مسیر باهاش حرف میزنه و میگه باید یه روزیو در نظر بگیری که بگم بیان خواستگاری دیگه نمیتونم به بی بی هی امروزو فردا کنم و با مرضیه حرف میزنه تا ببینه نظرش چیه که میگه باید بیشتر حرف بزنم باهاش تا مطمئن بشم به خاطر لجبازی با گذشته اش این تصمیمو نگرفته. الناز مافی تلاششو میکنه تا دوباره تاییدیه بگیره و روی پایان نامه اش کار کنه اما موفق نمیشه که یه نامه از پدرش به رئیس دانشگاه میده .

مرضیه پیش شیوا دوستش بود که الناز میره پیشش و تظاهر به پشیمانی میکنه و ازش معذرت خواهی میکنه که مرضیه میگه مهم نیست بهش فکر نکن و میره. جواد برگه ترخیص بهروزو میگیره و بهش میگه اول بریم بهشت زهرا که کار دارم بعد بریم خونه. یه فردی ناشناس وارد منطقه تحقیقاتی دکتر توفیقی میره و همکاراش میره و قرار میشود که درباره ۵ فرد مهم تحقیق کند که یکی از آنها دکتر توفیقی هستش‌. شیوا با مرضیه در کافه صحبت میکند و مرضیه درباره پایان نامه و ماجرای آشناییش با جواد را میگه و شیوا درباره عشق بهش میگه و در آخر میگه باور میکنی که یه عشق ریشه دار و عمیق با پس دادن چمدون خاطرات گذشته به اون فرد از بین بره؟؟ بهروز تو بهشت زهرا تو یکی از قبرهای خالی بسته ای را زیر خاک پنهان کرده بود و میرود و درمیاورد. وقتی میرسه به جواد بهش میگه ۱ ساعته کجا رفتی؟ بهروز همون پسر بچه را میبینه ومیره میگیرتش و بهش میگه اون آدمت کجاست؟ میگه هاتف ناپدریمه نمیدونم فقط میاد پولارو جمع میکنه و میره و جواد بهش کارت خانه مهر میده و میگه کار داشتی بیا اینجا ما اینجا از بچه هایی مثل شما نگهداری میکنیم و پسره از دست بهروز فرار میکنه. جواد به همراه بهروز به خانه شان میرن. ماشینی دکتر توفیقی را زیر نظر داره و تعقیبش میکنه که نیروهای امنیتی با ترفندی راه را میبندن و نمیزارن ماشینی رد بشه تا از اون محل دور بشن….

خلاصه قسمت ۱ سریال بچه مهندس ۴

اول فیلم خلاصه ای از فصل ۱ تا ۳ را نشان میدهد که راوی این قصه جواد جوادیه. جواد سر خاک مادر واقعیش و مامان صدیقه اش میره و باهاشون درد و دل میکنه و میگه که ای کاش بودی موفقیت منو میدیدی که همه اینا واسه دعاهای شماها و عمو اسماعیله. یه بچه کار واسه فروش گل پیش جواد میره و جواد همه گل هاشو میخره و بهش پول بیشتری میده که اون بچه انعام خودشو تو جورابش قایم میکنه. صاحبکارش از دور میبینه که یه چیزی تو جورابش گذاشت و ازش پولشو میگیره و میزنتش که جواد برای دفاع ازش به اونجا میره و درگیر میشه که به مرد دیگه برای کمک به جواد به اونجا میره که تو دعوا چاقو میخوره. جواد اون پسرو که اسمش بهروزه به بیمارستان میبرد و تو مسیر باهم رفیق میشن. پرورشگاه خانه مهر جابه جا میشه و لاهوتی که بازنشسته شده بود دوباره مدیر خانه مهر میشه.

پدر مرضیه به ماموریت رفته و موفق میشود یه پرنده جاسوس را با فرکانس دادن بهش از آن خود کند. مرضیه در خانه مهر به بچه ها درس یاد میدهد و در حال تمرین شعر بود باهاشون که به دنبال باران میان و میگن به دفتر بره، بعد از رفتن باران مرضیه به گوشی جوادی زنگ میزند که میبینه هنوز گوشیش خاموشه و نگران میشود. یکی از بچه های پرورشگاه که باران دوست داره وقتی میفهمه یه خانواده دنبال باران اومده به پشت در میره اتاق میره که عمو کریم میاد میبرتش و بهش میگه داری جای پا جواد جوادی میزاری که الکی این همه سال دنبال اون مژگان بود هنوز حرفش تمام نشده بود که مرضیه میاد و میشنوه و بهم میریزد و میره. شب جواد برمیگرده که عمو کریم دعواش میکنه که هنوز بچه ای چرا هیچ خبری ازت نیست چرا گوشیت خاموشه نمیگی نگرانت میشیم؟

بعد میبینه دستاش خونیه میگه چیشده؟ که جواد میخواد براش توضیح بده ماجرارو که رحیمو میبینه هنوز بیداره نخوابیده و وقتی دلیلشو میپرسه ماجرای بارانو میفهمه و باهاش میره اتاقش تا آرومش کنه. فردای آن روز بی بی به تهران و خانه مهر میرسه و تعریف میکنه که چجوری جواد پسرش شد و حالا زنگ زده میگه بیا مادری کن واسم خواستگاری برو منم سریع اومدم بعد به جواد میگه کی باید بریم خواستگاری؟ که جواد میگه پدر مرضیه خانم ماموریته بیاد میریم تو همین هفته که بی بی میگه مبارکههه و کل میکشه.

زمان پخش و تکرار بچه مهندس ۴ 

پخش فصل چهارم این سریال می باشند که در شب های ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۰، ساعت ۹:۳۰ بر روی آنتن می رود.

 

جدیدترین خبر از سریال بچه مهندس ۴

حسن وارسته ، نویسنده سریال بچه مهندس گفت: ” ترکیب گروه نویسنده‌ها تغییر کرده است و در فصل چهار سمیه تاجیک و فرید قبادی من را در نگارش همراهی می کنند. این روزها به صورت تمام وقت نگارش سیناپس و طرح کلی فصل چهار بچه مهندس را در دست دارم. فعلا به تنهایی قصه را در می آورم و بعدا اگر لازم شد نویسنده های دیگری به کار اضافه می کنیم. “

وارسته همچنین درباره اینکه پرش زمانی در قصه فصل جدید این سریال خواهیم دید؟ نیز گفت: ” اینها همه سورپرایزهای قصه ما است و نمی توانیم در این باره صحبت  کنیم و تلاشمان این است که قصه ای پرطراوت و با نشاط و دو سه گام جلوتر از فصل قبلی داشته باشیم و دوست نداریم که  عقب گرد داشته باشیم. در اصل می خواهیم یک کار پر انرژی جوان پسند با همان دغدغه های بچه مهندس های قبلی بروی آنتن ببریم. جوان نخبه، فضای دانشگاه، مطالبه های جوانان و مباحث اخلاقی و خانوادگی جزو داشته های ما برای این فصل از سریال است. “

حسن وارسته درباره قهرمان اصلی قصه این سریال نیز ادامه داد: ” بچه مهندس قصه ما جواد جوادی است و اگر کاراکترهای دیگری در کنار جواد هستند برای رسیدن او به هدف های بزرگتر خود از جمله اهداف اجتماعی شخصی و میهنی است. سعی مان بر این است با همان لحن قبلی که داشتیم این کار را انجام دهیم. “

حسن وارسته درباره وارسته درباره پیش ‌بینی برای شروع فیلمبرداری و تغییرات در ترکیب بازیگران و عوامل،‌ توضیح داد: ” شروع فیلمبرداری در حیطه اختیارات تهیه‌ کننده است، اما احتمالا پاییز بتوانیم فصل چهارم بچه‌ مهندس را شروع کنیم. درباره ترکیب بازیگران فصل چهارم این سریال تلویزیونی، باید بگویم نویسنده بر اساس درام و ضرورت شخصیت ‌ها کار را جلو می ‌برد. اگر کسی اضافه شود در قصه می‌آوریم و اگر کسی به ضرورت درام باید حذف شود نویسنده این کار را می‌ کند. یادمان نرود قصه، قصه بچه مهندس است. در فصل‌ های قبلی بازیگرانی داشتیم که دوست داشتند جواد را به اهداف خود برسانند.

قصه ما جواد جوادی است؛ هرکسی می ‌آید در جهت رشد و تعالی شخصیت ‌مان کمک می ‌کند. لازم هم باشد یکسری شخصیت ‌هایی وارد می‌ کنیم مانع رسیدن قهرمان داستان به هدف خود بشود. این بار یک جنس ضدقهرمان داریم که برایشان شخصیت و کاراکتر طراحی می ‌کنیم. اما درباره تغییر در ترکیب بازیگران این نکته لازم به یادآوری است که همیشه ترکیب تیم برنده را در همه جای دنیا حفظ می ‌کنند! این ترکیب شامل عوامل تولید ، تهیه‌ کننده ، کارگردان ، نویسنده و عوامل می‌ شود؛ سعی می ‌کنیم ترکیب تیم برنده حفظ شود. “

جدیدترین تیزر بچه مهندس ۴

 
تعداد بازدید : 6935
نظرات کاربران
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۰۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۶:۱۳
بچه ها من مطمعنم که اون کسی که از آقای فیض و مرضیه عکس گرفت اون عکس ها رو فتو شاپ می کنه و برای جواد می‌فرسته و جواد هم خیلی عصبانی میشه واااای خدای من این الناز مافی چی از جون زندگی جواد می خواد
Y
Iran (Islamic Republic of)
۰۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۵
اقای رهبری بلد نیستند چجوری بازی کنند و خشک بازی میکنند ولی اقای حصاری عالی بود و در مورد ایشون زود قضاوت نکنید
کوثر
Iran (Islamic Republic of)
۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۴:۰۱
ای کاش اقای حصاری رو عوض نمی کردن
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۲۲:۵۴
بله آقای روزبه حصاری عالی تر بودن بودن امیدوارم بچه مهندس ۵با بازی آقای روزبه حصاری باشه عالی میشه
Salman pour
| Iran (Islamic Republic of)
۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲:۱۱
شمایی ک تظاهر می‌کنی میفهمی نقش های بچه مهندس برحسب سن هست و وقتی سن بالا می ره پایین هم میاد
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۰۰:۴۶
سریال بچه مهندس 4خیلی جذاب آیا مرضیه با جوادی ازدواج میکنه یا ن آیا مریضه جوادی درمان میشه
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۸:۴۸
واقعا که خیلی بد قضاوت میکنین اتفاقا من میگم آقای رهبری خیلی بهتر بازی میکنن نباید بین هر دو قضاوت کرد در هر صورت هر دو بازیگرن
آوین
Iran (Islamic Republic of)
۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۹:۵۳
بله به نظرم آقای حصاری بهتر از آقای رهبری بودن برای بازی نقش جواد
خودم که بیشتر دوست داشتم آقای حصای بازی کنن خیلی بهتر میشد
جواد
Iran (Islamic Republic of)
۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۲۲:۲۵
باسلام در بچه مهندس ۴ خیلی استرس اور هست و خیلی ذهن ادم رو مشغول سوالاتی مثل ایا جواد از اتاق عمل زنده و سالم بیرون میاید یا اینکه با مرضیه از دواج میکند واقعا خیلی بده اصلا حس و حال بچه مهندس قبلی رو نداره لطفا پاسخ بدید ایا جواد زنده و سالم از اتاق عمل بیرون میاید و با مرضیه ازدواج میکند؟؟؟
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷:۱۱
خیلی خیلی ممنون بابت بخش سریال بچه مهندس ۴ از همه دست اندر کاران بچه مهندس ممنونم خدا قوت امیدوارم سریال تون ادامه داره باشد
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۰ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۷
سلام امید وارم بچه مهندس ۵ دیگه نباشه وتوی همین فصل همه چیز تمام شود وهیچ اتفاقی برای تفیقی و خانوادش نیفتد حتی برای جواد ومرضیه .بهروز وشیوا
......
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۲:۱۱
سلام و خدا قوت ،سریال بچه مهندس 4 عالیهههه ،و آقای رهبری هم خیلی خوب نقش جوادی رو ایفا کردن..
امید وارم بازم ادامه داشته باشه سریال بچه مهندس
تشکر میکنم از زحمات نویسنده و کارگردان و.....
:))
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۲
بچه مهندس 4 عاااااالیهههههه
خدا قوت میگم به همگی
بخصوص آقای رهبری و خانم جوادی
امید وارم بازم ادامه داشته باشه سریال بچه مهندس
:)
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷:۳۴
بچه مهندس 4 عاااااالیهههههه
خدا قوت میگم به همگی
بخصوص آقای رهبری وبقیه ی بازیگران عالی همگی بازی کردن
امید وارم بازم ادامه داشته باشه سریال بچه مهندس
....
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۷:۵۸
بچه مهندس 4 عاااااالیهههههه
~~
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۸:۴۳
بسیار سریال جذاب و زیبای هست سریال بچه مهندس
خیلی عالیه
یکی از بینندگان بچه‌ مهندس
Iran (Islamic Republic of)
۰۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۱
امیدوارم در بچه مهندس ۵ مرضیه و جواد از هم جدا بشن
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۴ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۰:۵۰
سلام سریال بچه مهندس۴ بسیار سریال زیبایی بود امیدوارم فصل ۵هم ساخته بشه البته وحتما با بازی بازیگران فصل۴ مخصوصا بازی اقای رهبری که بسیار عالی بازی کردند وخانم مهشید جوادی واقای سهند جاهدی خواهشا خواهشا حتما اقای رهبری وخانم جوادی اصلا تغییر ندهید چون در فصل ۴ بسیار بسیار عالی بازی کردند ممنون ازشما عوامل سریال بچه مهندس
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۳ تير ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۰
ای.کاش.فصل.بنج.ساخته.بشه
چون.داستان.نصف.ونیمه.تمام.شد
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: