طنز اجتماعی در بوستان حضرت سعدی / مرا بوسه گفتا به تصحیف ده ! | وقایع روز
کد خبر: ۱۱۵۵۳
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۲۶ فروردين ۱۴۰۰ - 15 April 2021
در این داستان با چند مسافر مواجهیم که در یکی از نقاط دوردست روم -روم شرقی و ترکیه فعلی- مهمان مردی می‌شوند که بسیار خوش برخورد است اما به هر دلیل از مهمان‌های خود فقط با چرب‌زبانی پذیرایی می‌کند و از طعام و غذا هیچ خبری نیست!

آرامگاه سعدی / زخاک سعدی شیراز بوی عشق آید / هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

وقایع روزـ سرویس طنز؛

شنیدم که مردی‌ست پاکیزه‌بوم
شناسا و رهرو در اقصای روم

من و چند سیّاح صحرانورد
برفتیم قاصد به دیدار مرد

سر و چشم هر یک ببوسید و دست
به تمکین و عزت نشاند و نشست

زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت
ولی بی‌مروت چو بی‌بر درخت

به لطف و سخن گرم‌رو مرد بود
ولی دیگدانش عجب سرد بود

همه شب نبودش قرار و هُجوع*
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع

سحرگه میان بست و در باز کرد
همان لطف و بوسیدن آغاز کرد

یکی ب‍ُد که شیرین و خوش‌طبع بود
که با ما مسافر در آن را رَبع بود

مرا بوسه گفتا به تصحیف* ده
که درویش را توشه از بوسه به

به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن

به ایثار، مردان سبَق برده‌اند
نه شب‌زنده‌داران دل‌مرده‌اند

همین دیدم از پاسبان تتار
دلِ مرده و چشمِ شب‌زنده‌دار

کرامت جوانمردی و نان‌دهی‌ست
مقالات بیهوده، طبل تهی‌ست

قیامت کسی بینی اندر بهشت
که معنی طلب کرد و دعوی بهشت

به معنی توان کرد دعوی درست
دمِ بی‌قدم تکیه‌گاهی‌ست سست

 

*تصحیف: تغییر دادن کلمه با کم یا زیاد کردن نقطه‌های آن؛ مثل بوسه و توشه

*هجوع: خوابیدن ، خواب

(بوستان سعدی. محمدعلی فروغی.ص۲۷۹)

بررسی طنز در شعر سعدی

بررسی طنز در حکایت بوستان سعدی

طنز در این داستان‌ یا حکایت، از معدود طنزهای بوستان است که به وضوح در زمره‌ و گروه طنزهای آشکار اجتماعی قرار می‌گیرد، به طوری که نظیر لطیفه‌های عبید، باعث خنده آن هم شاید خنده‌ی بلند شود.
بنای طنز، بر طنز آشکار اجتماعی و طنز موقعیت و طنز عبارت است.
پیش‌تر گفته شده است که علامت و ویژگی مشخص در تعیین طنز اجتماعی موضوع و مضمون آن است که به روابط اجتماعی می‌پردازد. در این داستان با چند مسافر مواجهیم که در یکی از نقاط دوردست روم -روم شرقی و ترکیه فعلی- مهمان مردی می‌شوند که بسیار خوش برخورد است اما به هر دلیل از مهمان‌های خود فقط با چرب‌زبانی پذیرایی می‌کند و از طعام و غذا هیچ خبری نیست!
این مرد صاحب‌خانه، در صحنه‌ای جذاب از داستان و در طنز موقعیت، به عبادت شب‌زنده‌دار است، مهمان‌هایش نیز شب تا صبح بیدار مانده‌اند اما هر کدام به دلیلی، خوب است که از قول استاد سخن سعدی بخوانیم:
«به لطف و سخن گرم‌رو مرد بود
ولی دیگدانش عجب سرد بود
همه شب نبودش قرار و هجوع
به تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع»

سعدی با ایجاز و در تضاد تعبیرها می‌گوید که اگرچه مرد صاحب‌خانه در صحبت، آدمی بسیار گرم بود اما دیگدانش سرد بود، یعنی هیچ نشانی از غذا در کار نبود. مهم این است که این مرد، به سبب تنگدستی نیست که از مهمانان پذیرایی نمی‌کند، برعکس، مردی است ثروتمند:
«زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت
ولی بی مروت چو بی‌بر درخت»

همین رفتارهای متضاد مرد، یعنی در ادب و آداب پذیرایی بسیار گرم، اما در طعام دادن، بی‌توجه و سرد بودن است که طنز آشکار موقعیت را پدید آورده است.
به عنوان مثال وقتی مهمان‌هایش را می‌بیند چنین رفتارهایی دارد:
«سر و چشم هر یک ببوسید و دست
به تمکین و عزت نشاند و نشست»

مرد، با خوش‌رفتاری فراوان سر و چشم و حتی دست مهمان‌های خود را می‌بوسد و آنها را با عزت و احترام می‌نشاند اما غذایشان نمی‌دهد و آنان را تا صبح گرسنه نگه می‌دارد. صبحگاهان نیز، باز همان عزت و احترام را دارد:
«سحرگه میان بست و در باز کرد
همان لطف و بوسیدن آغاز کرد»

در مرحله‌ی بعد از طنز موقعیت که با طنز عبارت همراه است، یکی از مهمانان شوخ‌طبع، در مخالفت و تقابل با عزت و احترام‌های ظاهری، در طنز عبارت و شوخی‌های کلامی می‌گوید:
«یکی بُد که شیرین و خوش‌طبع بود
که با ما مسافر در آن رَبع بود
مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به
به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن»

نتیجه و فرجام سخن از جانب سعدی بیان حکمت عملی و برگزیدگی رفتار پسندیده بر دانش ظاهری است که:
«به ایثار، مردان سبَق برده‌اند
نه شب‌زنده‌دارانِ دل‌مرده‌اند»

و باز، سعدی در طنز عبارت، شب‌زنده‌داری بی‌عمل را که با دل‌مردگی تفاوتی ندارد، با رفتار تتار -مغول- مقایسه می‌کند، می‌گوید:
«همین دیدم از پاسبان تتار
دلِ مرده و چشمِ شب‌زنده‌دار»

و از این‌همه نتیجه می‌گیرد که:
«کرامت جوانمردی و نان‌دهی‌ست
مقالات بیهوده، طبل تهی‌ست
قیامت کسی بینی اندر بهشت
که معنی طلب کرد و دعوی بهشت
به معنی توان کرد دعوی درست
دمِ بی‌قدم تکیه‌گاهی‌ست سست!»

منبع:
(بررسی طنز در بوستان. محمدعلی علومی. صفحه ۹۹-۱۰۳) / کانال تلگرامی «طرزطنز»

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب