محتشمی پور؛ از تاسیس حزب الله و سیاست ورزی در ایران تا رفتن در انزوا | وقایع روز
کد خبر: ۱۳۱۲۷
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۰ - 08 June 2021
نگاهی به زندگی پر فراز و نشیب یک انقلابی
مرحوم علی اکبر محتشمی پور از آن دسته انقلابیونی بود که دست سرنوشت زندگی غریبی برایش تدارک دیده بود، از تاسیس حزب الله لبنان، صدارت بر وزارت کشور و صدا و سیما و مجلس تا فراموشی.

وقایع روز ـ سرویس سیاسی؛

مرحوم علی اکبر محتشمی پور از آن دسته انقلابیونی بود که دست سرنوشت زندگی غریبی برایش تدارک دیده بود. زندگی که می تواند بسیار عبرت آموز باشد. سرگذشت او داستان طلبه جوانی است که تحصیل در مدرسه علوی _از مدارس مذهبی شاخص تهران قبل انقلاب _او را به تحصیلات حوزوی در قم و تهران و نجف نزد آیت الله خویی و سید حسن بجنوردی جذب میکند، آشنایی با امام خمینی شیفته و شیدای تحرکات انقلابی اش میکند و او را به یکی از نزدیکان ایشان در سالهای تبعید به عراق و فرانسه تبدیل میکند.

وجهی که از بسیاری انقلابیون متمایزش می کرد اما، ارتباطاتش با انقلابیون عرب در منطقه و تاثیرپذیری از گرایشات چریکی ایشان در دهه 40 بود. همین روحیه موجب شد مهمترین دغدغه و حوزه فعالیتش تا اخر عمر مسایل مربوط به فلسطین و سوریه و لبنان باشد و طی مناصب مختلف نگاه رهبر انقلاب را در شامات نمایندگی کند.

مهمترین دستاورد این حضور نقش پررنگش در تاسیس حزب الله لبنان و معرفی و پرورش کسانی چون سید عباس موسوی و حسن نصرالله بود. نقشی که ترور توسط اسراییل و جانبازی اش را در پی داشت، گرچه بعدها حذفش از قدرت موجب شد دیگر در حزب الله نفوذی نداشته باشد.

در آن دهه در سیاست داخلی هم متنفذ بود، وزیر کشور دولت دوم مهندس موسوی بود و مدیرعامل صدا و سیما به همراه عبدالله نوری. در عین حال از فعالین حزبی آن دوران. روابط ویژه اش با میرحسین موجب شد در انتخابات 88 رییس کمیته صیانت از ارایش باشد و از قایلین به تقلب به نفع رقیبش، حصر موسوی و کروبی دلزده اش کند و برای همیشه به نجف مهاجرت کند.

محتشمی ای که روزگاری ظریف را بابت قطعنامه 598 امریکایی خطاب کرده بود و برای جنگ با امریکا پیشنهاد اتحاد با صدام در طول جنگ خلیج فارس را داده بود و دبیرکل مهمترین سازمان ایرانی حامی فلسطین بود، تدریجا چنان از سوی نظامی که دیگر مجالی برای امثال او فراهم نمیکرد و هم حزبی هایی که افکارش را قدیمی میدانستند، طرد شد که دیگر مرد پرنفوذ دهه های شصت و هفتاد نبود.

کسی که رد صلاحیت او در انتخابات مجلس چهارم جرقه اولین تشکل اصلاح طلب شد و زبان برایش در مجلس ششم جریان راست را از او بیزار میکرد، در دهه های هشتاد و نود هم بی مهری هم سلکان را نسبت به خود دید و هم نسبت به دختر عمو و همسرش مصطفی تاجزاده که سالها در زندان بود.

زندگی او تراژدی انقلابیون دواتشه است. مردانی صادق که تا کاردشان میبرد ابزار سیاستمردان می شوند و بعد به سادگی و بی رحمی به کناری رانده می شوند. هیچکس فکر نمیکرد یکی از برجسته ترین رجل سیاسی اوایل انقلاب امروز اینگونه در انزوا و فراموشی عازم دیار باقی شود.

نظرات کاربران
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۸ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۳:۱۷
خدا رحمت کند مرد شریفی بود که قدرش را ندانستند
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب