سفرنامه طنز / روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریغ ( احمد شاملو )/ قسمت دوم | وقایع روز
کد خبر: ۱۴۳۷۳
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۲۲ تير ۱۴۰۰ - 13 July 2021
برخی سفرنامه ها از اساس بر مبنای ژانر طنز نگاشته شده اند، مانند سفرنامه « روزنامه ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه ی امریغ» نوشته احمد شاملو. در این سفرنامه، نظیره سازی از یکی از سفرهای مظفرالدین شاه به فرنگ و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه صورت گرفته است.

سفرنامه طنز / روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریغ ( احمد شاملو )/ قسمت دوم

وقایع روزـ سرویس طنز؛

سفرنامه روایت سفر است و سفرنامه نویس راوی این روایت. مهم است که بدانیم: هرچه وثاقت و اعتبار سفرنامه نویس بیشتر باشد در واقع اعتبار سفرنامه بیشتر خواهد بود.
اما لازمه وجود یک سفرنامه خوب منحصر در اعتبار سفرنامه نیست، بلکه یک سفرنامه خوب نیازمند مقبولیت و محبوبیت نیز هست، و این بیشتر در گرو ویژگی های متنی و محتوایی سفرنامه است.

از جمله این ویژگی ها، روایتی طنزگونه از سفر است که سفرنامه نویس باید با مهارت آنرا در سفرنامه اش آمیخته سازد. البته برخی سفرنامه ها هستند که از اساس بر مبنای ژانر طنز نگاشته شده اند؛ یعنی سفرنامه طنز، مانند سفرنامه « روزنامه ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه ی امریغ» نوشته احمد شاملو.

در این سفرنامه، نظیره سازی از یکی از سفرهای مظفرالدین شاه به فرنگ و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه صورت گرفته است.

سفرنامه طنز / روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریغ ( احمد شاملو )/ قسمت دوم

« روزنامه ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه ی امریغ» / 2


ذکر معموره ی مشهوره ی بِرقلی

برقلی (برکلی) از اعاظم بلاد ولایت قالی فورنیا [کالیفرنیا] است. به اعتقاد هشدربن سالوس بن وسواسی _ صاحب کتاب مستطاب الجهاد فی تخلیط العناوین البلاد _ این بلده به همت صوفی با اصل و نسبی برقعلیشاه نام در اوایل قرن سوم هجری قمری بنیان نهاده شد.


مصراع:

خدا نبخشد آن را که این عمارت کرد!

این تاریخ به تحقیق شش قرن پیش از آن است که ملاح بیکاره ی ولگردی به نام غریستوفوس قلمبوس این قاره ی معصوم را مکشوف العوره کرده، بکارت بردارد تا رعایای سلطان عثمانی نامش را ینگه دنیا بگذارند. یکی نبود از این بپرسد شما را کجا می بردند که خودتان را انداختید وسط؟


بیشتر بخوانید: سفرنامه طنز / روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریغ ( احمد شاملو )/ قسمت اول


الغرض هشدر وسواسی چنین حکایت کرده است که برقعلیشاهِ مذکور در آن گیر و دار که صوفی کُشی سالم ترین تفریح اهلِ ذوق شمار بود، از خوفِ نابودی وجودِ بی نمودِ خویش، شبی مخفیانه به کشتی سکانی جست و ندانست که به قصدِ تعمیر در بندرگاه لنگر افکنده است. شراع برکشید و شارع دریا در پیش گرفت تا سرانجام پس از سال ها سرگردانی و سدّجوع گاه به ماهی خام و گاه به مدفوع خویش، عریان و ژولیده موی به هیأت غولی بُریده دُمب و شکسته شاخ به یاری باد موافق در این نقطه ی مجهول پا به خشکی گذاشت.

بیت:

برد کشتی آن جا که خواهد خدا
وگر جامه بر تن درد ناخدا

باری برقعلیشاه در این خطّه به دست خویش بر کمرگاهِ تپه یی خانقاهی ساخت و بقیتِ عمر در آن بی سرخر به سماع و دست افشانی و اسافل جِنبانی پرداخت تا عاقبت حدود هزار سال پس از مرگ وی، رضوان الله علیه، اوباشِ مهاجر ساحلِ شرقی ینگه دنیا از راه رسیدند، طرح دارالعلمی وسیع المجرا کشیدند و آن ویرانه را وسعت بخشیدند تا بدین صورت درآمد. اما از آن خانقاه هنوز مؤذنه یی باقی است که کفار نابکار بی اعتبار، خلط مبحث را ناقوسی در آن آویخته اند که این جا هم از نخست صومعه ی ترسایان بوده است نه خانقاهِ صوفیان، و به قصد مصادره ی به مطلوب برقعلی را نیز به برکلی تبدیل کرده اند که گویا نام کشیشِ گمراهی بوده است با این عقیده ی سخیفه که جهان پیرامون، تصوّری است بی پایه که در ذهن ما است و اصلی ندارد.

یکی نبود به او بگوید: «نارعنا! اگر پاته پرتوسِ1 والده نیز تصوری بی پایه در ذهن ابوی بود به درستی که نمی بایست تخم لقی که تو باشی در چالحوض آن فاجره ریشه گیرد.»

قطعه در ردِ افکار آن گمراه:

چه خوش گفت آن مردک پیل گوش
بدان پادره2 گندم نما جوفروش
که گر جز خیالی نباشد فلانت
چه باید کنی شرم؟ تمبان مپوش!

 

------------------------------------------------------------------------

  1. Patepartus این کلمه در هیچ قاموسی مشاهده نشد. باید حضرت ظل اللهی آن را از خود درآورده باشند. حقیر _ دیلماج باشی، کاتب تقریرات همایون _ این لفظ را به همان وجه که بر لسان مبارک سلطان بی قِران گذشت از نوک خامه به بیاض نامه آورد. وقتی هم معنای آن استفتار شد با زبان مبارک خود به این بنده ی آستانِ ملایک پاسبان فرمودند: «فضولی موقوف!» که یعنی به هر حال کلام الملوک ملوک الکلام، بخصوص هنگامی که به کلی بی معنی و فاقد سابقه باشد. _ البته مفهوم اعتباری آن بر دانایانِ جهان پوشیده نیست. 
  2. Padre  کشیش را گویند و آن لحنی است از کلمه ی فارسی پدر در تداول نصرانیان.

 

تنظیم شده در:

مرکز مطالعات سفرنامه

http://www.safarvaname.ir

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب