تذکرةُ الرُّقبا / قسمت سیُّم: ذکر مولانا سعید جلیلی | وقایع روز
کد خبر: ۱۴۸۰۰
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۳۱ تير ۱۴۰۰ - 22 July 2021
تذکرة الرقبا، شرح پاره ای از احوال و اقوال پاره ای از نامزدهای ریاست جمهوری 1400 است به زبان طنز که برای اولین بار برای ثبت در تاریخ افشا می شود!

تذکرةُ الرُّقبا / قسمت سیُّم: ذکر مولانا سعید جلیلی

وقایع روزـ سرویس طنز؛

آن صادق بی‌ادعا، آن بر پیشانی‌اش جای مهر و دعا، آن جانباز پر اخلاص، آن برده اشتون را در آمپاس، آن که با مردم ندارد حائلی، آن طرفدار ظرفیت داخلی، آن دیپلمات ساده‌پوش، آن که نداده هیچ آهنگی گوش، آن ساده در دنیای راه‌راه، آن دشمن دموکرات و جمهوری‌خواه، آن اصولگرای روراست و بی‌لایه، آن آقای مخالف به طور دائمی، آن نشسته ترک موتور قاسمی، آن رئیس دولت در سایه، آن که نه وزیری کرده و نه وکیلی، مولانا سعید جلیلی.

بیت:

           تو خود چه لعبتی ای شهسعید شیرین کار          که دولتی که بُوَد توی سایه خانه‌ی توست

گویند روزی با بانو اشتون به مذاکره نشست. در میانه بحث، چنان مباحث از هم گسست که مولانا سعید پای خویش درآورد و بر کرسی نشاند و گفت: یا منطق ما پذیرید یا در جهاد با ما، اسیرید. اشتون نیز چو این صحنه دید برآشفت و موی آشفته کرد و جیغ کشید و آن گاه بر سر مکان بعدی مذاکره توافق کردند.

بیت:

               چونان که نود همیشه آمد با صد           با نام سعید یاد اشتون آمد

پاره ای از محققان این روایت را زیر سوال برده و بر ساخته خوانده اند و اهداف سازندگانش را مشکوک دانسته اند. برخی از اهل بلاغت نیز گوشزد کرده اند که روشن نیست این مدح شبیه به ذم است یا ذم شبیه به مدح، چونان که پاره ای از هواخواهانش شعار سر می دادند که:

بدون هیچ دلیلی        درود بر جلیلی

باز در احوال او نوشته‌اند در آلماآتی 12، وقتی به توافق نزدیک شدند و یخ اختلافات با گرمای گفتگو روی به آب شدن نهاد، مولانا سعید بدانها گفت: هیچ دانید که خرمشهر چگونه آزاد شد؟ به همان روش که مکه فتح گردید و آن گاه یک ساعت از کارنامه مشرکان مکه سخن راند و اشتون را هند جگرخوار زمان خواند. سپس کاغذ توافق پاره کردی و مکان بعدی مذاکره مشخص ساختی: آنکارای 7!

تذکرةُ الرُّقبا / قسمت سیُّم: ذکر مولانا سعید جلیلی

تذکرةُ الرُّقبا / قسمت سیُّم: ذکر مولانا سعید جلیلی

ارباب تواریخ آورده‌اند در آخرین مصاف، دیگر ارباب تصوف و اصحاب عرفان، او را پرسیدند: در بیانیه خوانی و نویسی رای تو چیست؟ او نیز اجابت ‌کرد: «عرفان با نمایش جلو نمی‌رود. کار واقعی لازم است». در همین مصاف شاگردانش او را اصلح می‌پنداشتند و اصرار می‌کردند که او در صحنه بماند، بلکه ببرد و ببالد. او نیز که تعریف و تمجید شاگردان دید با خود گمان برد که برد، حتمی است و تا برد قطعی، یک «یاهو»ی دیگر باقی مانده اما رقیب که طرفدار «گوگل» بود او را به انصراف کشانیدی و بدین ائتلاف ببالیدی و آرای مولانا سعید از آن خود کردی و هوادارانش آواره ساختی.

طبق برخی از نقل ها، او را به طعنه گفتند: تو را سعید نام نهادند؛ تسمیة الشیءِ باسم ضدِّه!

با لبخند و کنایه وار پاسخ داد: در آن دنیا میبینمتان! کنایه از آنکه خوشبختی به این چیزا و در دنیا نیست.

سپس مولانا سعید به سایه خزید و دل از سیاست برید و به دولت سایه بسندید! رحمة الله علیه

بیت:

دیدی که بال نازک پروانه شمع را         یاری نمود که روشنگری کند؟!

 

نویسنده: علی بهاری

نظرات کاربران
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۶:۱۹
نویسنده این سطور بی معنی پیش خودش فکر کرده الان چی نوشته همه از خواندن آن لذت برده و. احسن مرحبا سر می دهند غافل از اینکه افرادی امثال جلیلی صادق هستند و دنبال پست وزارت نبودند اگر بودن اینقدر از مواضعش دفاع نمی کرد ظریف در مذاکرات جز بدبختی چیزی برای ملت نیاورد و هرچه غربی ها خواستن در برجام بهش رسیدن بهاری نفوذی هستی بگو
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: