اشعار مولانا در موسیقی مردم‌پسند محسن چاوشی ؛ هنرِ والا یا هنرِ عامه ؟ | وقایع روز
کد خبر: ۲۰۴۴۸
نویسنده: زهرا شیخ
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ - 18 January 2022
آثار مولوی در دسته هنروالا است. نقادان معتقدند هنرعالی، باید جایگاه خود را حفظ کند و از تبدیل شدن به روزمرگی پرهیز نماید. تبدیل شدن به هنرعامه موجب می‌شود اثر از محتوا تهی شده و به جای آنکه موجب تحولات روحی و تغییرات فکری گردد، به اسباب سرگرمی و لذت تبدیل گردد اما...

هنر والا یا هنر عامه ؟ / تحلیل جامعه‌شناختی اشعار مولانا در موسیقی مردم‌پسند چاوشی !

وقایع روز ـ سرویس اجتماعی؛

  • پسر سه ساله‌ام درخواست آهنگ می‌دهد. ضبط ماشین را روشن می‌کنم و روی آهنگ های چاووشی می‌روم. پسرم می‌گه اون آهنگ که امیر داره. دکمه ها را بالا پایین می‌کنم تا به آهنگ امیر بی‌گزند می‌رسم. صدای مؤذن‌زاده تمام فضای ماشین را پرکرده. چقدر زیبا و آرامش بخش است...آهنگ شروع می‌شود. با ترکیبی از موسیقی‌های متفاوت و چاووشی می‌خواند. پسرم بلند بلند با آهنگ، اشعار مولانا را می‌خواند و از من هم می خواهد با او هم‌آواز شوم... من اسفل، تو معلایی...

یاد گذشته می‌افتم که دیوان شمس را در دست می‌گرفتم و این اشعار را می‌خواندم. همیشه دوست داشتم فرزندم را در سنین پایین با ادبیات فاخر ایران آشنا کنم و همیشه هم فکر می‌کردم چگونه برایش جذاب‌تر خواهد بود؟ فکر می‌کردم چگونه می‌توان جنبه‌های معنوی دیوان شمس را برای کودک بازگو کرد؟ و... حالا پسرم اشعار مولانا را می‌خواند... در 3 سالگی حفظ شده، اما با نیتی که من در ذهن داشته‌ام قطعا خیلی متفاوت است...

بحث‌های هنر والا  و هنر عامه‌پسند (توده) در ذهنم نقش می‌بندد.  هنر والا یا فرهنگ عالی، تجربه‌ای فراتر از زندگی روزمره ماست. با نوعی تعالی دنیوی همراه است و می‌تواند روح را به سطوح بالاتر تخیل و درک برساند. به قول آرنولد، درگیرشدن با آثار هنری عالی، یک موضوع کاملا معنوی است که قادر به تغییر جریان تفکر و نوع نگرش‌‌های ما نسبت به جهان است.

 اندیشمندان زیادی درباره حفظ جایگاه هنر والا بحث کرده‌اند؛ اینکه هنروالا باید همیشه در اوج باشد، خاص باشد و همچون امور قدسی، هاله‌ی خود را حفظ کند. عمومی نشود و خوانندگان خاص و مخاطبان فرهیخته خود را داشته باشد. .

از سویی دیگر، کسانی چون بنیامین معتقدند هنر والا باید در بین مردم بیاید، همه آن را بخوانند، عمومی شود و همه بتوانند از آن بهره‌ گیرند. جدا از مباحث منافع سرمایه‌داری و صنعت فرهنگ، ورود هنر والا به فرهنگ روزمره، با نقدهای زیادی همراه است. نقادان معتقدند وقتی هنرعالی، روزمره شود،  از محتوا تهی می‌شود و به جای آنکه موجب تحولات روحی و تغییرات فکری گردد، به اسباب سرگرمی و لذت تبدیل می‌شود.

بی‌شک در این سرزمین،‌ محتوای اذان، صدای مؤذن‌زاده و اشعار مولانا در ردة هنر والا قراردارند. همه ما هر روز و بارها و بارها به این آهنگ گوش داده‌ایم، همخوانی کرده‌ایم و احتمالا به معانی واژه‌ها و پیام آن اندیشیده‌ایم. اما شاید در قالبی بسیار متفاوت از آنچه مؤلف اثر، آن را آفریده‌است!

پست مدرن از مرگ مؤلف و تکثر معنا صحبت می‌کند. اینکه زمانی‌که اثری خلق شد، مؤلف می‌میرد و این خواننده است که به اثر معنا می‌بخشد و هرکس بنا  به درک و زمینه‌های فکری‌اش برداشتی متفاوت از اثر خواهد داشت. قالب نو، معنایی دیگر برای اثر خلق می‌کند. بنا به نظر بوردیو هر خواننده براساس سرمایه فرهنگی خویش از اثر دریافت می‌کند و... .

شاید بسیاری از ما پیش از این، صدای موذن زاده را با این اشتیاق گوش نکرده باشیم و شاید هرگز دیوان شمس را در دست نگرفته‌ باشیم و شاید هنوز هم‌ ندانیم که آنچه زمزمه می‌کنیم متعلق به دیوان شمس است و خالق دیوان شمس،‌ مولوی است، نه شمس!

با خود فکر می‌کنم احتمال دارد هاله قدسی آوای اذان موذن‌زاده که پخش آن اختصاص به زمانی خاص و با معنایی خاص(وقت نماز) است، در این تکرار و روزمرگی از بین‌ برود و بار معنوی و معنایی خویش را از دست بدهد و اشعار مولانا، که قرن‌ها پر پرواز روح و ورود انسان به عالم معنا بوده‌اند، در زمینه این آهنگ کمرنگ شوند، اما از سویی وقتی این لوح، پرفروش ترین لوح موسیقی سال می‌شود؛ یعنی هنر آوانگارد توانسته‌است در این لوح، ارزشی بالاتر از هنرتوده کسب کند. می‌توان برداشت کرد که هنر والا هنوز هم در هر زمینه‌ای ارائه شود، جایگاه خاص خود را دارد و هرز نمی‌شود؛ یا اینکه شنوندگان موسیقی عامه هم بدشان نمی‌آید در خور حوصله و مزاجشان با هنر والا آشناشوند، آن را مزمزه کنند و هم‌آواز با مولانا شوند. هرکس در حین گوش دادن به آن در حال و احوال خودش است، یکی شور می‌گیرد، یکی حال و هوای معنوی پیدا می‌کند، یکی یاد عشق زمینی‌اش می‌افتد و...

... پسرم شور گرفته است ، بالا و پایین می‌پرد و با ذوق، اشعار را می‌خواند. ترکیب آهنگ، ترکیب‌هایی از موسیقی‌های متفاوت است: پاپ، شرقی و ... به‌راستی که این آهنگ نمادی از هنر پست مدرن است.

و من همچنان در فکرم که آیا باید جایگاه هنر والا را حفظ کنیم یا آن در دل مردم بیاوریم و همگانیش کنیم؟!

نظرات کاربران
امیررضا
-
۲۹ دی ۱۴۰۰ - ۰۳:۲۹
عجب حلوای قندی تو...
محسن چاوشی بی نظیره
خیلی دوست دارم از نزدیگ ایشون رو ببینم
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۹ دی ۱۴۰۰ - ۱۴:۱۰
چقدر مطلب خوبی بود
ممنون
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
# فیلسوف لعنتی