جامعه‌شناسی معرفت (2) / مراحل سه‌گانه کنت : الهی ، مابعدالطبیعه ، اثباتی | وقایع روز
کد خبر: ۲۱۴۶۲
نویسنده: زهرا شیخ
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ - 01 February 2022
روند تکامل معرفت از نظر آگوست کنت: او مسیر معرفت را در ابتدایی‌ترین جوامع به معرفت دینی، سپس به معرفت متافیزیکی ارجاع می‌دهد. از نظر کنت، معرفت مبتنی بر علم اثباتی،‌کامل‌ترین نوع معرفت است.

جامعه‌شناسی معرفت (2) / روند تکامل معرفت از نظر آگوست کنت

وقایع روز ـ سرویس اجتماعی؛

آموزه‌های بیکن درباره «بت‌های چهارگانه»، ‌مقدمه حرکت روشنگری شد. اندیشه روشنگری سه هدف را دنبال کرد: بت‌ها،‌ منافع و تزویر کشیشان!

فیلسوفان روشنگری مبارزه خویش را از سلطه کلیسای کاتولیک شروع کردند. بحران دینی قرن هجدهم تا زندگی خصوصی مردم کشیده شده بود و نظریه «دروغ‌گویی کشیشان » به سرعت در حال گسترش بود. نظریه «منافع معرفت» کشیشان را متهم می‌کرد که از علم و قدرت خود در جهت منافع اقصادی خویش استفاده می‌کنند.

دین، کارکرد خویش را از دست داده بود، و علم جایگزین آن شده بود. موضوع «آگاهی » کلیدواژه ی بحث‌های روشنگری بود. افکار ما از کجا شکل می‌گیرد؟  هلوسیوس معتقد بود: «واکنش انسان‌ها در برابر رویدادها و واقعیت‌های گوناگون به مجرد تغییر دیدگاه،‌تغییر می‌کند. انسان‌ها افکار و تصوراتی را می‌پذیرند که به‌ویژه با جایگاه اجتماعی و شغلی آنان متناسب باشد.» (کنوبلاخ؛ 1390: 44) «پذیرش فرض «تعیین‌شدگیِ اجتماعیِ ‌تفکر» منجر به «سیاست تعلیمی» شد.»(همان: ۴۵) به این معنا که می توان محیط اجتماعی را تغییر داد تا شرایط تربیت انسان و تغییر او فراهم گردد. «حکومت‌های دموکراتیک انسان‌های خوب (صادق،‌شجاع، گشوده و باوفا) تربیت می‌کنند و حکومت‌های استبدادی انسان‌های خبیث و بی روح؛ تربیت خوب به پیشرفت اجتماعی می‌انجامد.»(همان:15)

در روند روشنگری‌ها، فلاسفه و دانشمندان به دنبال بهبود وضع زندگی انسانی، تاریخ را جستجو کرده، برخی روند تاریخ را چرخه‌ای،‌ برخی دیگر خطی قلمداد کردند.

آگوست کنت

آگوست کنت (1798-1857)، به‌عنوان پایه‌گذار علم جامعه‌شناسی، روند تاریخ را «تکاملی»  اعلام کرد و سیرِ معرفتِ تاریخی را در ۳ مرحله دسته‌بندی کرد:

  • معرفت دینی؛ 2- معرفت متافیزیکی؛ 3- معرفت علم اثباتی.

کنت ۳ مرحله فکری را برای انسان برمی شمرد:  او مسیر معرفت را در ابتدایی‌ترین جوامع به معرفت دینی، سپس متافیزیکی ارجاع می‌دهد. از نظر کنت، معرفت مبتنی بر علم اثباتی،‌کامل‌ترین نوع معرفت است. از نظر کنت نه تنها جهان این سه مرحله را طی می‌کند بلکه گروه‌ها و جوامع و علوم و افراد و حتی ذهن نیز همین سه مرحله را طی می کنند.

مرحله ربانی

به نظر کنت در مرحله نخست یا ربانی (الهی،الوهیت) توضیح پدیده‌ها از طرف انسان با استفاده از موجودات و نیروهایی انجام می‌گیرد که به خود او شبیه‌اند. در اندیشه ربانی، انسان برای فهم پدیده‌ها، آن‌ها را به قدرت‌های الهی نسبت می‌داد، در این دوره چندخدایی حاکم بود. طلسم‌باوری، اعتقاد به ارواح و اشباح وجود داشت. این روند تا ۱۳۰۰ میلادی برجا بود که با ظهور ارسطو و افلاطون به پایان رسید. در این نوع تفکر انسانی که قادر به درک وقایع جاری در طبیعت نبود،‌ امور را به الهه‌هایی نسبت می‌داد که موجبات شکل‌گیری وقایع و اتفاقات طبیعی می‌شدند. مثلا خشکسالی، نتیجه خشم الهه بارش بود!

مرحله مابعدالطبیعه

مرحله دوم که به مابعد‌الطبیعه مشهور است، انتزاع و تجرد شکل می گیرد، برای توضیح پدیده‌های طبیعی از موجودیت‌های انتزاعی استفاده می‌شود.  این مرحله تک‌خدایی حاکم شده و نظم امور به دست اوست. در یکتاپرستی، طبیعت دیگر خودکامه نیست و بلکه قوانینی در طبیعت وجود دارد و در پشت آنها، خدای یکتا گرداننده امور است. وجود یا عقل در این دوره اعتبار دارند و جامعه براساس قرارد‌ادهای حقوقی اداره می‌شود.

مرحله علم اثباتی

در مرحله سوم  یعنی مرحله علم اثباتی، انسان، خود وارد مشاهده پدیده‌ها می‌شود تا قواعد و روابط میان آنها را بشناسد. در مرحله اول و دوم، تخیل، در شناسایی پدیده‌ها غلبه داشت اما در مرحله سوم، مشاهده تجربی، یعنی مشاهده، آزمایش و مقایسه، شیوه اصلی توضیح پدیده‌هاست. دوره سوم به علوم اثباتی اختصاص دارد،‌ دوره‌ای که برای اولین بار امر اجتماعی موضوع واکاوی‌های علمی‌می‌گردد.

جامعه‌شناسی معرفت (2) / روند تکامل معرفت از نظر آگوست کنت

جامعه شناسی ، ملکه علوم

کنت همین قاعده را به مراحل پیشرفت ذهن بشر تسری می‌دهد: در مرحله اول ذهن بشر، منشأ و  هدف نهایی پدیده‌ها را به هستی‌های ماوراء طبیعی نسبت می دهد. در مرحله دوم منشأ و علل امور به خرد یا قانون طبیعی نسبت داده می‌شود و در مرحله آخر در پی تشریح روابط متقابل و توالی واقعیت‌هاست. حدس و گمان‌های فلسفی یا دینی جای خود را به کشف قوانین طبیعی یا اجتماعی می‌دهند. کنت روند تحول فکر از حدس و گمان به حقیقت را ترسیم می‌کند و معتقد است مسیر تکامل علم هم همینگونه است. از نظر او روند تکامل علوم از سادگی به پیچیدگی بوده‌است: ریاضیات، نجوم ، فیزیک و سپس در پیچیده‌ترین و عینی‌ترین علم، جامعه شناسی.

از نظر او جامعه شناسی ملکه علوم است زیرا که تمام دانش‌های مربوط به انسان را با یکدیگر تلفیق و تحلیل می‌کند. جامعه شناسی علم مشاهده، تحلیل و درک استعدادهای ذهنی بشر است که شیوه اندیشیدن بسته به شرایط اجتماعی است. از نظر کنت ذهن، محصول اجتماع و تاریخ است و برای شناخت طرز فکر بشر، باید شرایط را شناخت. روش مطالعه کنت مبتنی بر روش علمی، اثباتی یا پوزیتیو بود که مبتنی بر مشاهده، آزمایش و مقایسه است؛او همچنین از مطالعات تطبیقی برای مقایسه سیر جوامع استفاده می‌کرد و البته روش تاریخی را نیز مد نظر داشت.

 

منبع:کنوبلاخ، هوبرت (1390)مبانی جامعه‌شناسی معرفت ؛ ترجمه کرامت اله راسخ ؛ تهران:‌نشر نی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب