معرفی کتاب «تمایز» نوشته پیر بوردیو ترجمه حسن چاوشیان نشر ثالث | وقایع روز
کد خبر: ۲۹۸۱۱
نویسنده: زهرا شیخ
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۱ - 08 June 2022
فرهنگ، سلطه طبقاتی را تا جایی بازتولید می‌کند که طبقات مسلط بتوانند ارزش‌های فرهنگی، معیارها و ذائقه خود را بر کل جامعه تحمیل کنند یا دست‌کم ترجیحات فرهنگی‌شان را به منزله برترین، بهترین و مشروع‌ترین سبک زندگی تثبیت کنند.

معرفی کتاب «تمایز» نوشته پیر بوردیو
وقایع روز ـ سرویس اجتماعی؛

پیر بوردیو(۲۰۰۲-۱۹۳۰) جامعه شناس فرانسوی؛بر مفهوم فرهنگ تمرکز داشته‌ و تلاش کرده فرهنگ را در سطح خرد شناسایی و سلطه فرهنگی طبقات بالا را در پژوهش‌های میدانی بازنمایی کند.

محتوای کتاب در برگیرنده دو پیمایش در سال ۱۹۶۳ و سالهای ۱۹۶8-1967 در شهر پاریس ‌است. بوردیو به خوبی توانسته‌ است با داده‌های تجربی به نظریه‌‌پردازی و ارائه الگویی عام برای جامعه دست یابد.

مهمترین ویژگی کتاب آن است که توانسته یکی از بنیادی‌ترین تابوهای دنیای روشنفکری را زیر پا می‌گذارد: «محصولات فکری و تولیدکنندگان آن‌ها به شرایط وجودی اجتماعیشان مرتبط هستند.»

منظور بوردیو از «فرهنگ» عبارت است از نمادها، معانی و کالاهای فرهنگی (از موسیقی و ادبیات گرفته تا غذا و اثاث خانه) که همواره مهر طبقه اجتماعی را بر پیشانی دارد.

فرهنگ، سلطه طبقاتی را تا جایی بازتولید می‌کند که طبقات مسلط بتوانند ارزش‌های فرهنگی، معیارها و ذائقه خود را بر کل جامعه تحمیل کنند یا دست‌کم ترجیحات فرهنگی‌شان را به منزله برترین، بهترین و مشروع‌ترین سبک زندگی تثبیت کنند.

در واقع سلطه طبقاتی زمانی محقق می‌شود که سبک‌های زندگی، ذائقه‌ها و آداب اجتماعی طبقات مسلط مشروع و غالب شود.

بوردیو این‌گونه سلطه طبقاتی از طریق تحمیل فرهنگی را نوعی خشونت نمادین می‌خواند؛ خشونتی مبتنی بر تحمیل ارزش‌های یک طبقه خاص بر تمامی طبقات جامعه.

 در این حالت، طبقه مسلط و طبقات تحت سلطه، هر دو ممکن است به صورت ناخودآگاه نظام سلطه را چنان درونی کنند که به صورت خودکار در رفتارهای روزمره، در انتخاب‌ها و در تمام ابعاد زندگی‌شان آن را دائما تولید و بازتولید کنند.

تمایز

بوردیو در این کتاب مفهوم «تمایز» را مطرح می‌کند.

تمایز: مجموعه تفاوت‌هایی است در رفتارهای افراد، به دلیل جایگاه‌های متفاوتشان از لحاظ سرمایه و نحوه قرارگرفتنشان در میدان‌های مختلف.

از نظر بوردیو، افراد بر اساس موقعیت اجتماعیشان، اعمال سلیقه میکنند و هر طبقه سعی می‌کند خود را از سایر طبقات متمایز کند.

 او نشان می‌دهد که چگونه می‌توان میان حوزه‌هایی چون ورزش، غذا، لباس، موسیقی، عکاسی، ادبیات و ... از یک سو، و وضعیت اجتماعی افراد از سوی دیگر، ارتباط منطقی برقرار کرد.

سلیقه

بوردیو اینجا «سلیقه» را «فرهنگ طبقاتی می‌داند که تبدیل به سرشت و طبع افراد شده‌است.»

او ۲ نوع سلیقه را به طور کلی مطرح کرده‌است:

  • سلیقه‌های تجمل‌پسند
  • سلیقه‌های ضروری‌پسند

طبقه کارگر در سلیقه ضروری‌پسند قرار می گیرند؛ یعنی انتخاب‌هایشان به نیازهای اساسی ختم می‌شود.

و طبقه بالا، سلیقه تجمل‌پسند دارند.

در طبقه بالا،  ۳ گروه معلمان (طبقه عالی و متوسط)، متخصصان حرفه‌ای و کارفرمایان تجاری- صنعتی ؛  براساس ۳ آیتم زیر شناسایی شده‌اند:

  • خوراک (شامل غذای رستورانی و سلف سرویس ها)
  • ظواهر (لباس، کفش، نظافت، آراستگی، لوازم آرایش...)
  • فرهنگ(کتاب، روزنامه، موسیقی، نوشت‌افزار...)

 

این ۳ گروه در مصرف خوراک تفاوت چشمگیری دارند: مثلا کارفرمایان تجاری به خوردن کیک و شیرینی، شراب، گوشت شکار علاقه داشته و مبلغ ناچیزی صرف خرید میوه و سبزیجات می‌کنند...

متخصصان حرفه‌ای به‌دنبال غذاهایی هستند که علاوه بر طعم خوش، سبک و سلامت‌زا باشند و...

معرفی کتاب «تمایز» نوشته پیر بوردیو

عکس فوق، نشان می‌دهد مثلا اقشاری که سرمایه اقتصادی و فرهنگی پایین دارند و‌ منزلت زنانشان پایین است، سلیقه غذایی پرنمک، پرچرب، جوشیده، ارزان و مغذی  دارند و....

او با ارائه شواهد نشان می‌دهد بنا به شرایط اجتماعی افراد بدن‌ها چه کارکردهایی دارند؛

چه الزاماتی در ظاهر بدن تعریف شده و هر طبقه با بدن خود قصد افشای چه معنایی از خویش را دارد...

بوردیو خواننده را دعوت می‌کند با «غریبه‌سازی» یعنی غریبه شدن با دنیای آشنا و خودمانی و بومی، انفصال معرفت شناختی و اجتماعی و انتقادی را تجربه کند زیرا این روند به او کمک می‌کند فرد بتواند ساختارهای ذهنی را عینی‌سازی کند و این بهترین مسیر جهانشمول کردن قواعد جامعه است و بر اساس آن میتوان مبنایی برای فرهنگ جهانی ارائه داد

سرمایه

مفهوم دیگر «سرمایه» است. سرمایه به هر نوع قابلیت، مهارت و توانایی اطلاق می‌شود که فرد می‌تواند در میدان‌های مختلف به حفظ، کنترل، افزایش و یا حتی انحصار آن بپردازد و در روابطش برای پیشبرد موقعیت خود، از آن بهره ببرد. 

 از این منظر تفاوتی ندارد که حرف از پول باشد یا شکل‌های متفاوت رفتار. سرمایه به دست کنشگران تولید می‌شود، می‌تواند به طور انحصاری انباشته شود و مورد مبادله واقع شود یا به ارث برسد.

بوردیو سرمایه را به چهار نوع به شرح زیر تقسیم می‌کند:

1 .سرمایه اقتصادی: شامل عوامل مؤثر در تولید است؛ مانند زمین، نیروی کار، سرمایه مالی، درآمد، کالاهای اقتصادی و ...؛

2 . سرمایه فرهنگی: شامل مجموعه کیفیات فکری تولید‌شده توسط خانواده، مدرسه و سایر گروه‌ها و نهادهای رسمی و غیررسمی است و معمولاً به سه صورت دیده می‌شود: - به‌صورت امکانات پردوام، مانند توانایی سخن گفتن در مقابل جمع به آسانی. - به‌صورت عینی، مانند قابلیت تولید کالاهای فرهنگی، همچون تابلوها، آثار هنری و غیره. - به‌صورت نهادی، یعنی آنچه توسط نهادها ضمانت اجرایی می‌یابد؛ مانند عنوان‌ها، مدرک‌های تحصیلی و...؛

3 . سرمایه اجتماعی: معمولاً این نوع سرمایه به روابط و فعالیت‌های اجتماعی افراد با دیگران بستگی دارد؛ مانند دعوت‌های متقابل در مهمانی‌ها، عضویت در یک باشگاه و یا گروه خاص، و ...؛

4 . سرمایه نمادین: هر گونه دارایی که دیگران آن را درک کنند و به رسمیت بشناسند و برای آن ارزش قائل شوند، سرمایه نمادین به حساب می‌آید؛ مانند اتیکت نام خانوادگی و غیره. سرمایه نمادین از جایگاه اجتماعی فرد سرچشمه می‌گیرد و مجموعه ابزارهای نمادینی مانند احترام، شکوه، عزت و پرستیژ را برای وی به ارمغان می‌آورد.

بوردیو معتقد است: شکل‌های گوناگون سرمایه شانس برنده شدن در هر بازی را تعیین می‌کنند. گروه‌هایی که به بیشترین میزان سرمایه دسترسی دارند، در کانون اصلی رقابت و مبارزه، یعنی میدان قدرت قرار می‌گیرند.

البته میدان قدرت از یک طبقه حاکم متحد تشکیل نشده، بلکه از قشرهای ناهمگون نخبگانی تشکیل شده که جایگاهشان بر‌اساس شکل‌های مختلف سرمایه شکل گرفته است. گاه گروه‌های حاضر در میدان قدرت، در جایگاه مخالف و اپوزیسیون یکدیگر قرار می‌گیرند و بر سر تثبیت ارزش شکل‌های مشخص سرمایه به مبارزه می‌پردازند.

عادت‌واره یا منش

عادت‌واره یا منش مجموعه‌ای از قابلیت‌هاست که فرد در طول زندگی خود، آن‌ها را درونی و به طبیعت ثانویه خویش تبدیل می‌کند؛ به نحوی‌که بدون آنکه لزوماً آگاه باشد، بر اساس آن‌ها عمل می‌کند. منش به معنای درونی کردن ساختارهای بیرونی و بازتولید آن‌هاست. به عبارت دیگر، منش ذهنیت اجتماعی‌شده و درونی‌شده است. بوردیو با طرح این مفهوم درصدد است که میان عین و ذهن ارتباط برقرار سازد و نشان دهد که منش هدایتگر رفتار فرد در فضای اجتماعی است.

در واقع کنشگر از طریق منش به ادراک و داوری می‌پردازد و در جهان پیرامون خود عمل می‌‌کند. منش، شرایط اجتماعی، امکانات و محدودیت‌ها را در شخص درونی می‌کند و رفتار فرد در اجتماع را شکل می‌بخشد، و لذا «ساخت‌دهنده» است. و از سوی دیگر، میانجی بین تجربه‌های گذشته و محرک‌های کنونی است و لذا ساختمند نیز هست. به این ترتیب بوردیو ساختارهای اجتماعی عینی را در تجربه ذهنی کنشگران تئوریزه می‌کند. جذب این ساختارها در ذهن کنشگر باعث می‌شود که وی مطابق همان ساختارها در میدان‌های مختلف عمل کند و در نتیجه رابطه‌ای دو سویه و دیالکتیکی بین عین و ذهن شکل بگیرد.

 

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: