تناقضات فرزندآوری در دنیای مدرن ( برگرفته از کتاب آشوب ازلی عشق ) | وقایع روز
کد خبر: ۳۰۰۷۲
نویسنده: زهرا شیخ
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۱ - 15 June 2022
رابطه زن و مرد غرق در روزمرگی می‌شود؛ فعالیت مشترک زوج به فرزندداری خلاصه می‌شود. روابط زوجین رو به کاهش می رود؛ کج‌خلق و تندخو می‌شوند و معنی ازدواج تغییر می‌کند.

تناقضات فرزندآوری در دنیای مدرن ( برگرفته از کتاب آشوب ازلی عشق )

وقایع روز ـ سرویس اجتماعی؛

والدین امروز احساسات متناقض نسبت به فرزند دارند: عشق، امید و ترس. زیرا تفکر مدرن والدین را مسئول فرزند می‌داند و برای والدین جای خطا و اشتباه باقی نمی‌گذارد.

عاشق فرزند بودن به نوعی مستلزم تمهیدات بی‌تناسبی است که بار سنگینی آن بر دوش والدین است و هر نوع اشتباه می تواند منجر به مرگ فرزند شود.

 چیزی که به‌ویژه والدینی را که بچه‌دار نمیشوند را عصبی و مجنون می‌کند، پیامد منطقی ترکیب کردن حس عشق به بچه با احساس مسئولیتی است که والدین برای رفاه بچه بر شانه‌های خود حس می‌کنند. این حس هم با حس نااطمینانی از اینکه چگونه می‌توان به این هدف نائل شد ترکیب می‌شود و نتیجه مخمصه‌ای است

سرشار از ترس و وحشت و فاجعه.

عشق رقیب

 «عشق رقیب» یکی از این تناقضات فرزندداری در دنیای مدرن است!

پروژه تربیت فرزند، والدین را تحت فشار قرار می‌دهد، روابط زوجین تغییر می‌کند، فرزندان که قرار بود عامل پیوند باشند؛ تمام انرژی زوجین را به خود اختصاص می‌دهند و زمان کمتری به همسر اختصاص می‌یابد.

مادر شاغل وقتی به خانه می‌رسد زمان کمی برای انجام وظایف مادری دارد؛ این به معنای کم شدن ارتباط و گفتگو میان زوجین است البته اگر گفتگو درباره موضوعی غیر از بچه‌ها باشد.

رابطه زن و مرد غرق در روزمرگی می‌شود؛ فعالیت مشترک زوج به فرزندداری خلاصه می‌شود. روابط زوجین رو به کاهش می رود؛ کج‌خلق و تندخو می‌شوند و معنی ازدواج تغییر می‌کند.

معنی ازدواج می‌شود: محلی برای اجتماعی کردن کودک.

این حجم از توجه و غفلت از خویش موجب «خودانکاری» می‌شود. نیازهای سرکوب شده در جایی دیگر به شکلی دیگر نمود پیدا می‌کنند. خشم پنهان نسبت به کودک و  فرافکنی انتظارات روی کودک از مصادیق آن است. کودک قرار است موجبات عزت والدین را فراهم آورد. این انسان کوچک باید به نمونه‌ای عالی در بین «بچه‌های الگو» تبدیل شود.

حس مالکیت بر بچه

این عشقِ بی‌رحم، در شکل کنترل و انضباط تمام عیار جلوه‌گر می‌شود. کودکی به یکی از «مالکیت»‌های والدین تبدیل می‌شود که قرار است بهتر از چیزی که ما بودیم، باشد و اگر چنین نشود بسیاری از والدین به عشق ورزیدن بی‌چشمداشت خویش ادامه می‌دهند اما برخی هم تنش، مبارزه، طرد  و تحت فشار قرار دادن را اتخاذ می‌کنند. بروز کج‌خلقی، جنگ طولانی و رفتارهای تجاوزگرایانه از سمت دو طرف شکل می گیرد.

نکته مهم اینجاست که فرزندآوری در دنیای مدرن،  به‌خاطر «ارزش عاطفی» اش بوده و در این وضعیت تمام سرمایه‌گذاری‌های پرهزینه پدر و مادر «بی‌نتیجه» می‌ماند.

اینجا راهی مثل «طلاق» برای این سرخوردگی وجود ندارد و «هرجا پای عشق در میان باشد؛ نفرت هم هست!»    شاید خیلی عجیب باشد که از نفرت در خانواده حرف بزنیم. اما حقیقت آن است که در ناخودآگاه امکان شکل‌گیری آن است؛ اما ما آموخته‌ایم آن را سرکوب کنیم ولی نمی‌توان از آن غافل ماند. این جنبه تاریک عشق وجود دارد و در بسیاری از پرونده‌های خانوادگی در اشکال متفاوت خشونت، تجاوز، قتل و... قابل دیدن است.

ناکامی، تلخی، طرد و نفرت در کنار عشق، راه باریکی بین جهنم و بهشت است.

 

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: