سرنوشت توافق هسته ای بالاخره چه می شود؟

وقایع روزـ سرویس سیاسی؛

بی فایده بودنِ دستیابی به یک توافق معیوب و ناقص اتمی با غرب برای ایران گواهی بر این مساله است که ایران نباید در دستیابی به یک توافق پیش از دریافت تضمین های لازم استیفای منافع ملی کشورمان عجله کند.

همزمان با اعلام دور جدید مذاکرات اتمی وین که به تازگی خاتمه یافته، بسیاری از ناظران و تحلیلگران بین المللی از نزدیک شدنِ طرف های برجامی به ویژه ایران و آمریکا به دستیابی به یک توافق سخن گفتند. در این راستا، اتحادیه اروپا بسته پیشنهادی را در دور جدید مذاکرات ارائه کرد که بر اساس برخی شنیده‌ها و آنچه منابع آگاه اعلام کرده اند، تا حدی شروط و مسائل مد نظر ایران را نیز مورد توجه قرار داده است. در این راستا، ایران نیز پاسخ خود را دوشنبه شب به طرف اروپایی تسلیم کرده است. 

البته هنوز مشخص نشده جزئیات پاسخ ایران چه بوده با این حال گمانه زنی های رسانه ایِ مختلفی در این رابطه مطرح شده است. به عنوان مثال برخی منابع خبری از تاکید ایران بر ضرورت تعیین غرامت جهت هرگونه خروج آتیِ دولت های آمریکا از توافق جدید خبر می دهند. در عین حال، برخی دیگر از منابع از تاکید ایران جهت تعهد آمریکا برای رفع تحریم های ثانویه علیه شرکت هایی که با سپاه در ارتباط هستند و یا اتخاذ مواضع مثبت جهت حل و فصل مسائل پادمانی و اختلافات میان ایران و آژانس بین المللی انرزی اتمی خبر می‌دهند. 

با این همه، آنچه در این میان مهم است این است که ابراز امیدواری ها از سوی تمامی طرف های برجامی جهت حصول یک توافق در قالب مذاکرات وین افزایش یافته است. در این راستا، باید توجه داشت که حتی اگر مذاکرات جاری نیز به نتیجه نرسند، به دو دلیل برای کشورمان به معنای ناکامی و شکست نیست. 

۱: توافق ناقص و معیوب ضامن تامین منافع ملی ایران نیست

یکی از نکات مهمی که از همان ابتدا در مذاکرات وین و طی تلاش ها جهت احیای برجام بارها مورد تاکید کارشناسان و تحلیلگران کشورمان بوده، این بود که اساسا احیای برجام و دستیابی به یک توافق جدید در این رابطه، بایستی بر مبنای یک توافق محکم و تا جای ممکن عاری از نقص و "تفسیرپذیری" صورت پذیرد زیرا اگر بنا باشد بار دیگر ماجراهای بدعهدی طرف های غربی در قالب نسخه اولیه توافق برجام و محروم شدن ایران از حقوق حقه اقتصادی اش تکرار شود، صرفا قدرت های غربی هستند که در معادله توافق اتمی، به هزینه منافع ملی ایران، به اهداف خود دست پیدا می کنند. 

از این رو، انتفاعِ اقتصادی ایران از برجام و استیفای حقوق کشورمان بایستی به طور کامل در هرگونه توافق احتمالی تضمین شود در غیر اینصورت بایستی انتظار تبعات به مراتب بدتری را در آینده در مورد سرنوشت توافق احتمالیِ جدید داشت که به هیچ عنوان به نفع کشورمان نخواهد بود. جدای از بهره برداری کامل کشورمان از منافع اقتصادی برجام، بایستی مسائل پادمانی و همکاری‌های ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز به طور کامل مورد توجه قرار گیرند و فضایی برای کنشگری طرف های مقابلِ کشورمان در این حوزه ها علیه ایران در آینده ایجاد نشود. از این منظر، عجله در امر دستیابی به یک توافق به هیچ عنوان در راستای منافع ملی کشورمان نیست. 

۲: روند تحولات بین المللی در راستای منافع ایران است

یک نکته دیگر که در مورد روند احیای برجام و به طور خاص طرح گمانه زنی های مختلف در این رابطه مطرح می شود این است که باید توجه داشته باشیم در شرایط کنونی، این طرف هایِ غربی و متحدان آن ها هستند که بیش از هر زمان دیگری به حصول یک توافق با ایران نیاز دارند. 

این نیازِ آن ها نیز ریشه در دو دلیل عمده و محوری دارد: اول، پیشرفت های اتمی قابل ملاحظه ایران در روزها و ماه های اخیر تا حد زیادی طرف های مقابل ایران به ویژه آمریکا را تحت فشار قرار داده و موجب شده تا آن ها از برخی مواضع سرسختانه خود در جریان مذاکرات کوتاه بیایند. در واقع، طرف های مقابل برجامیِ ایران به این درک راهبردی رسیده اند که اساسا قطار پیشرفت های اتمی ایران با ترور و حملات خرابکارانه و امثالهم قابل توقف نیست و تنها راه برای کاستن از سرعت پیشرفت های هسته ای ایران، دستیابی به یک توافق اتمی با این کشور است. 

از این رو، اشتیاق جدید غرب به دستیابی به یک توافق با ایران، تا حد زیادی از سر استیصال آن ها و عقب نشینی در برابر تحرکات ایران است، و نَه رسیدنِ آن ها به این جمع بندی است که باید مواضع سازنده ای را در چهارچوب مذاکرات اتمی با تهران دنبال کنند.(جالب اینکه حتی برخی محافل صهیونیستی نیز تاکید دارند که بهتر است هر چه سریع تر توافقی با ایران حاصل شود). 

نکته دوم که باید در نظر گرفته شود "جنگ اوکراین" است. نیاز مبرمِ کشورهای غربی به منابع جدید انرژی جهانی در بحبوحه جنگ اوکراین(و تحریم های انرژی روسیه) و به طور خاص با نزدیک شدن به فصول سرد سال، عملا این دسته از کشورها را واداشته تا برای دوری از تبعاتِ به شدت منفی و مخرب اقتصادی و اجتماعی عدم دسترسی به منابع انرژی، هر چه سریع تر با ایران که جز غنی ترین کشورها از حیث دارا بودن منابع نفت و گاز است به یک توافق هسته ای دست پیدا کنند و زمنینه را جهت دسترسی به منابع انرژی این کشور فراهم کنند. 

از این رو، منطقی نیست که ایران تا تضمین های لازم در قالب یک توافق را اخذ نکرده و در شرایطی که طرف‌های مقابل روز به روز بر شدت نیازشان به دستیابی به یک توافق با ایران افزوده می شود، عجله کند و بار دیگر به توافقی ناقص تن دهد. 

از چشم اندازی کلی، ایران چه با توافق و چه بی توافق در شرایط کنونی، برنده است. نباید فراموش کرد که ایران اندکی پس از امضا توافق برجام عملا در شرایطی قرار گرفت که به ظاهر تحریم ها علیه آن رفع شده بودند اما در عمل، منفعتی برای ایران در کار نبود و صرفا منافع غرب با متوقف کردنِ پیشرفت های اتمی کشورمان تامین می‌شد. از این منظر، در وضعیت کنونی، بدون دستیابی به یک توافق، روند تحولات بین المللی و پیشرفت های اتمی کشورمان به نحوی است که ایران می تواند رویه های جدیدی را در یپش گیرد و منافع خود را تامین کند. با این حال اگر توافقی حاصل شود که درخواست های بحق ایران در آن به درستی گنجانده شده باشد نیز می‌تواند نقشی قابل توجه در تزریق خونی تازه به اقتصاد ایران بازی کند.