وقایع روز دوم محرم / ورود کاروان سیدالشهدا به کربلا | وقایع روز
کد خبر: ۳۸۲۷
نویسنده: محمد همتی
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ - 20 August 2020
"اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء"
روز دوم محرم سال هجری قمری، کاروان امام حسین (ع) و یارانش وارد زمین کربلا شد. در این روز، قیس بن مسهّر، فرستاده‌ی امام که وظیفه‌ی رساندن نامه‌ی آن حضرت به مردم کوفه را داشت، به شهادت رسید.

وقایع روز دوم محرم / ورود کاروان سیدالشهدا به کربلا

وقایع روزـ سرویس فرهنگ و اندیشه؛

روز دوم محرم: ورود کاروان امام حسین (ع) به کربلا

پس از برخورد کاروان امام با سپاه حرّ در روز اول محرم، آن حضرت به راهش به سوی کربلا ادامه داد. گاهی لشکر حر از حرکت آن حضرت جلو گیری می کردند، و گاهی آنها جلو و خود پشت سر، حرکت می نمودند، تا در روز دوم محرم به کربلا رسیدند. امام حسين عليه السلام پرسید: «نام این زمین چیست؟» گفته شد: «کربلا».

فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء «خدایا من پناه می برم به تو از اندوه و بلا.»

سپس فرمود: انزلوا هاهنا و الله محط رحالنا و مسفك دمائنا، هاهنا و الله مخط قبورنا، و هاهنا و الله سبی حریمنا بهذا حدثنی جدی

 «در همین جا فرود آیید، سوگند به خدا همین جا جای پیاده شدن ما و محل ریختن خون ما و محل قبرهای ما است. سوگند به خدا در همین جا اهل بیت من به اسیری برده شوند. جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من چنین خبر داده است.» همه همراهان امام حسين عليه السلام در همان جا فرود آمدند و حر و لشکرش در ناحیه ای از آن سرزمین توقف نمودند.

امام حسين عليه السلام در گوشه ای نشست. به اصلاح شمشیرش پرداخت و در این وقت این اشعار را می‌خواند:

یا دهر اف لك من خليل کم لک بالاشراق و الاصيل

 من طالب و صاحب قتيل و الدهر لا يقنع بالبديل

و انما الامر الى الجليل و كل حى سالک سبیل

 ما اقرب الوعد الى الرحيل الى جنان و الى مقيل

«ای روزگار! اف بر دوستی تو، چقدر در شب و روز، دوستان و هواخواهان را کشتی، و بین دوستان جدایی افکندی، و در عین حال روزگار به افراد جایگزین آنها قناعت نکند، به هر حال امور به سوی خدای بزرگ باز گردد، و هر زنده سرانجام این راه را می پیماید، زمان کو چیدن از دنیا چقدر نزدیک شده که به سوی بهشت و یا به سوی غیر بهشت است.»

در این روز، امام در نامه‌ای خطاب به اهل کوفه، آنان را از حضور خود در کربلا آگاه ساختند. ایشان نامه را به قیس بن مسهّر دادند تا آن را به کوفه برساند. اما سفیر امام در راه توسط سربازان حرّ دستگیر و به شهادت رسید. زمانی که خبر شهادت قیس به امام رسید، حضرت گریست و اشک بر گونه مبارکش جاری شد و فرمود: اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدکَ مَنْزِلاً کَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِکَ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیی‏ءٍ قَدیرٌ؛ «خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع کن، که تو بر انجام هر کاری توانایی.»

علاوه بر این در این روزابن زیاد، حاکم ملعون کوفه نامه‌ای به متن زیر خطاب به اباعبدالله (ع) نوشت: «خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمور هستم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز آیی! والسلام.» امام فرمود:« این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است. رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند.»

 

منابع:
۱-  زمانی قمشه‌ای، «پژوهشی در تاریخ عاشورا»،  تاریخ اسلام در آینهٔ پژوهش
۲- عمادی حائری، «حسین بن علی، امام»،  دانشنامهٔ جهان اسلام.
۳- سید بن طاووس، «اللهوف علی قتلی الطفوف»

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
# فیلسوف لعنتی