دیلماج رمانی تاریخی که دوران قاجار را روایت می‌کند | وقایع روز
کد خبر: ۴۹۶۷
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - 12 October 2020
معرفی کتاب خوب(۹)
اول فقر را از بین ببریم یا جهل را؟ نمی‌دانی، من هم نمی‌دانم. اما باید اندیشه کنیم. تو هم اندیشه کن اگر امروز من نتوانستم. فردا تو خواهی توانست. این تقدیر را می‌توان شکست.

وقایع روز ـ دیلماج روایتی از زندگی میرزا یوسف‌خان مستوفی ملقب به دیلماج، یک شخصیت خیالی در دوره‌ای تاریخی با رویدادهای واقعی است. رویدادهای کتاب به دورهٔ قاجار برمی‌گردد. می‌توان گفت که بیان وضعیت مردم، به‌ویژه روشن‌فکران و تحصیل‌کرده‌های این دوره، هدف اصلی نویسنده از نگارش این اثر است. نویسنده همچنین به رویدادهای مشروطه و فعالیت‌های فراماسونرها در آن زمان به‌صورت مختصر و البته با احتیاط اشاره می‌کند.

میرزا یوسف سال‌ها در دستگاه انطباعات ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه به ترجمۀ متون و روزنامه‌‌های فرانسه از زبان فرانسوی به فارسی مشغول است. لقب دیلماج او مربوط به این دوره است. دیلماج در زبان ترکی به‌معنای مترجم است.
واقعیت و خیال در این داستان به‌گونه‌ای در هم تنیده‌اند که نمی‌توان برای آن مرزی مشخص کرد. مخاطبی که با تاریخ آشنایی کافی نداشته باشد، تا پایان داستان، این تصور را دارد که این اثر کاملا براساس واقعیت است.

باوجوداینکه زمان داستان به دورهٔ قاجار برمی‌گردد، زبان داستان بسیار ساده و روان است و با زبان دورهٔ قاجار فاصله دارد. جذابیت و حس کنجکاوی برای خواندن عاقبت یوسف میرزا، صفحه‌به‌صفحه بیشتر می‌شود که این نشان‌دهندهٔ قلم خوب نویسنده این اثر است.


 جوایز ادبی کتاب دیلماج :
 

رمان دیلماج سال ۱۳۸۵ منتشر و موفق شد لوح تقدیر جایزه‌ٔ ادبی «واو» به‌عنوان رمان متفاوت و جایزه‌ٔ «شهید غنی‌پور» را از آن خود کند.همچنین این اثر برای جایزه‌ٔ «روزی روزگاری» نامزد شد.

جایزه ادبی واو از سال ۱۳۸۲، هر سال به متفاوت‌ترین آثار ادبیات فارسی در فرم ساختاری، روایت و قصه‌پردازی تعلق می‌گیرد.

جایزه‌ٔ شهید غنی‌پور از سال ۱۳۷۶ هم‌زمان با سالگرد شهادت شهید غنی‌پور، به کتاب‌هایی تعلق می‌گیرد که ازنظر شورای نویسندگان مسجد حضرت جوادالائمه (ع) بهترین آثار منتشرشده هستند.

جایزه‌ٔ روزی روزگاری از سال ۱۳۸۶ در اردیبهشت هر سال، به بهترین کتابی اهدا می‌شود که نخستین‌بار در ایران منتشر شده باشد و گذشته از ارزش ادبی، قابلیت بالقوه‌ٔ جلب مخاطب عام و کمک به ارتقای سطح کتاب‌خوانی را داشته باشد.

بخشی از کتاب دیلماج:

لحظه‌ای به من نگاه کرد و پرسید: «یوسف به‌نظر تو فقر این ملت مقدم بر جهل‌شان است و یا جهل‌شان مقدم بر فقرشان؟» سوال سختی بود، سوالی که تا هیچ‌گاه به آن فکر نکرده بودم. تا بخواهم چیزی بگویم چشم بر خندق‌نشینان اضافه کرد: «فقر جهل می‌آورد و جهل فقر. اما این هر دو حاصل ضعف‌اند؛ ضعف در برابر تقدیری که دیگران رقم می‌زنند. نخست باید تقدیر خود را به دست بگیریم.» و یکباره به من نگاه کرد و گفت: «اول فقر را از بین ببریم یا جهل را؟» و من دوباره زبانم بند آمد. […] او خود ادامه داد: «نمی‌دانی، من هم نمی‌دانم. اما باید اندیشه کنیم. تو هم اندیشه کن اگر امروز من نتوانستم. فردا تو خواهی توانست. این تقدیر را می‌توان شکست.» (ص۶۰)

 
دیلماج رمانی تاریخی که دوران قاجار را روایت می‌کند
 

 
«روزگاری می‌پنداشتم که میرزاتقی‌خان ثانی خواهم شد. می‌پنداشتم که ایران به دست من روی سعادت و ترقی را خواهد دید. حال می‌بینم که راه سعادت خود را هم گم کرده‌ام.»

عنوان: دیلماج
نویسنده: حمیدرضا شاه‌آبادی
ناشر: افق
منبع : چطور
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: