نقد ملت عشق اثر الیف شافاک | وقایع روز
کد خبر: ۴۹۷۵
تاریخ انتشار: چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ - 14 October 2020
معرفی کتاب خوب (۱۱)
«کتاب ملت عشق» برای کسانی است که شمس تبریزی را دوست دارند. از شخصیت قوی او گرفته تا عشق، عقاید و خدای او. در این کتاب همه‌چیز واقعا شگفت‌انگیز است! این کتاب شما را تشویق می‌کند تا در مکان‌های خیلی غیرمنتظره به‌دنبال خدا بگردید.
وقایع روز ـ الیف شافاک در سال ۱۹۷۱ در استراسبورگ فرانسه به‌دنیا آمد. او یکی از معروف‌ترین نویسنده‌های زن در ترکیه، خاورمیانه و حتی جهان است و جوایز زیادی را برنده شده است. او ۱۳ کتاب نوشته است که ۹ تای آنها رمان هستند.
 
 
ملت عشق عاشقانه‌ای بی‌نظیر  از دستش دادید
 
 
 
 
 
خطر اسپویل: در این مطلب نقد کتاب ملت عشق منتشر خواهد شد و قسمت‌های مختلف رمان ممکن است مورد بررسی قرار گیرد و شاید بخش‌های اصلی کتاب فاش شود. بنابراین اگر این رمان را نخوانده‌اید و یا روی افشای داستان حساس هستید، خواندن این نقد را بعد از مطالعه کتاب انجام دهید.

نقد کتاب ملت عشق

 
کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک – Elif Shafak – نویسنده فرانسه‌ای ترک‌تبار است. او یکی از نویسنده‌ها و فمینیست‌های ترکیه است. این کتاب از کتاب‌های پرفروش این نویسنده است که شامل دو داستان است و به شکل موازی اما در دو زمان و برهه تاریخی متفاوت روایت می‌شود. روایت معاصر آن مربوط به زنی متاهل یهودی خانه‌دار و غمگین به اسم اللا است که در نورث همپتون ماساچوست زندگی می‌کند. اللا برای یک انتشاراتی شروع به کار می‌کند و به تازگی کتابی به اسم کفریات شیرین – Sweet Blasphemy – نوشته نویسنده‌ای به اسم عزیز زاهارا به او داده‌اند تا بخواند. (کتابی که به اللا داده شده است در ترجمه فارسی، ملت عشق ترجمه شده است.) او از طریق همین کتاب با تصوف آشنا شده و زندگی‌اش دچار تحول می‌شود. ملت عشق روایت دوم این رمان است. این کتاب داستانی مربوط به قرن سیزدهم است. داستان درویش فارس و اهل تصوف به نام شمس تبریزی و رابطه‌ الهام‌بخش او را با مولانا بزرگترین شاعر طریقت تصوف روایت می‌کند. نهایتا مولانا از طریق عشقش به شمس متحول می‌شود و همین عشق منشا الهامی برای نوشتن مثنوی می‌شود، اثری کلیدی از تصوف که تحلیل‌هایی قرآنی را در قالب شعر، داستان‌های روزمره، افسانه‌ها و معجزات بیان می‌کند. این آغاز طریقت تصوف مولوی بوده که از طریق شعر موسیقی و سما صورت می‌گرفته است.شمس تبریزی در ابتدای کتاب تصویر مرگش را می‌بینید و می‌داند که می‌بایست کسی را پیدا کند تا بتواند دانشش را به او منتقل کند. به همین منظور از سمرقند به سوی بغداد سفر می‌کند، در آن جا از طریق یک صوفی با محقق مشهوری در آن زمان یعنی جلاالدین رومی آشنا می‌شود. شمس به قونیه سفر می‌کند، شهری که مولانا در آن ساکن است. داستان و جریان دوستی‌شان روایت می‌شود و این که چگونه مولانا دچار تحول می‌شود و مردم و خانوده مولانا از شمس متنفر می‌شوند. از طرفی هم اللا بسیار تحت تاثیر کتاب ملت عشق قرار گرفته و با نویسنده آن عزیز زاهارا از طریق ایمیل مکاتبه می‌کند. کم کم متوجه می‌شود که حاضر است تمام زندگی، فرزندان و همسرش را رها کند.ملت عشق به طریقت تصوف نمایی تصویری می‌بخشد. پیوندی می‌شود میان جستجوی اللا برای یافتن عشق و جستجوی شمس و مولانا به دنبال رستگاری از طریق مودت و دوستی. روایت شمس و مولانا توسط شخصیت‌های مختلفی همچون همسر و پسران مولانا روایت می‌شود که یکی از آن‌ها قصد داشت شمس را به قتل برساند.

در رمان شاهد روایتی مهیج به صورت اول شخص از طریق ایمیل هستیم. روایتی از عرفان شمس که از طریق چهل قانون او در عشق بیان می‌شود. الیف شافاک بیشتر به تفسیری عوام گرایانه از تصوف می‌پردازد تا این که به تفسیری تخصصی بپردازد و مقدمه‌ای قابل درک و قوی از اندیشه‌های تصوف را ارائه دهد. در روایت‌های این رمان با اینکه ملت عشق واقعا جذاب و گیرا است اما روایت اللا اندکی در روایت رمان ضعف ایجاد کرده است. نویسنده در روایت ملت عشق از زوایای دید مختلفی برای روایت استفاده کرده است، گاهی از زاویه دید شمس، گاهی یک گدا، گاهی روسپی و گاهی هم مولانا و یا حتی از خانواده‌اش او بهره برده است. به این ترتیب عشق مولانا به شمس و تنفر مردم شهر و خانواده مولانا نسبت به شمس به وضوح به تصویر می‌آید. اما روایت اللا این چندگانگی در زاویه دید را ندارد و تنها از زاویه دید اللا روایت می‌شود. شاید اگر روایت او هم از زاویه دید عزیز یا فرزندان اللا بود، خواننده می‌توانست داستان اللا را بسیار روشن‌تر درک کند.
 
ملت عشق عاشقانه‌ای بی‌نظیر  از دستش دادید
 

این کتاب در زمان انتشار یکی از کتاب‌های پرفروش بود که جزئیات قابل توجهی هم در آن می‌بینیم. هر فصل با حرف B شروع می‌شود. برای عارفان اهل تصوف رمز قرآن در سوره فاتحه نهفته است که ماهیت و ذات آن در واژه بسم الله الرحمن الرحیم (به نام خداوند بخشنده مهربان) است که اصل و جوهر آن در نقطه پایین اولین حرف عربی آن نهفته است، نقطه‌ای که کل جهان هستی را در بر می‌گیرد. شمس به چندین قرائت از قرآن و شافاک به دو ترجمه کاملا متضاد دوران معاصر از سوره نساء می‌پردازد، سوره‌ای از قرآن که محمد حبیب شاکر آن را به عنوان توجیهی از کنترل مرد بر زن تفسیر می‌کند، در حالی که احمد علی آن را به عنوان سوره‌ای وصف می‌کند که احترام و جایگاه زن را بالا می‌برد.
 دیدگاه و نگاه گیرای او از مسیر تصوفی بی‌طرفانه و لطیف در اسلام که بنیادگرایی مذهبی را رد می‌کند، و برای همگان در دسترس است، از مست‌های قرون وسطی و روسپیان قرن ۲۱ رانندگان اسکاتلندی و زنان خانه‌دار آمریکایی، باعث شده این رمان ترکی به کتابی پرفروش تبدیل شود.

با به چالش کشیدن بدیهیات اسلام بنیادگرایانه شرقی و یهودی - مسیحیان غربی، این رمان طریقت تصوف را به عنوان مسیری برای جستجو در روح پیشنهاد می‌دهد، مسیری که می‌تواند خلا موجود در قلب هر دو طرف را پر کند. شافاک نویسنده‌ای غیرقابل پیش بینی و اغلب جدال‌برانگیز است، اما آیا لازم است که همچنان همین مسیر را ادامه دهد. شکی نیست که می‌تواند از نظر وسعت کارهایش با پائلو کوئلیو رقابت کند. با پیام و حس خوب و متناسب با زمان که در رمان ملت عشق پیداست، این رمان واقعا شایسته دست یافتن به انتشاری در سطح جهانی است.

نقد کتاب ملت عشق که در این مطلب مطالعه کردید ترجمه‌ای از نقد Alev Adil در ایندیپندنت و همچنین نقد گاردین درباره این رمان بود. همچنین  جلسهٔ نقد و بررسی کتاب ملّت عشق توسط دکتر عبدالکریم سروش و سروش دباغ در بنیاد سهروردی در تورنتوی کانادا، نشست نقد کتاب ملّت عشق در فرهنگسرای سرو و فرهنگسرای ملل، دانشگاه الزهرا و خانهٔ کتاب ایران در تهران، در دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان، در کافه دلشدگان مشهد، در حوزهٔ هنری زنجان، در دانشگاه سنندج و در انجمن جامعه‌شناسی کردستان، در کارگاه نقد داستان ساری، در کتابخانهٔ آیت‌الله خامنه‌ای و مؤسسهٔ حکمت و معنویت شرق قم، در باغ کتاب تبریز و ... انجام شده است.
 

کتاب ملت عشق یک کتاب سفارشی / نقد ترجمه 

اگر به آمار ترجمه آثار الیف شافاک در سایت کتابخانه ملی مراجعه کنیم، واقعاً شگفت‌زده می‌شویم. شاید خیلی‌ها ندانند کتاب «عشق» الیف شافاک، یک کتاب سفارشی است.
جلسه نقد و بررسی «ترجمه‌های داستان‌های زنان نویسنده ترک در ایران»، با سخنرانی مریم حسینی (عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا)، محبوبه مباشری (مدیر دانشکده ادبیات دانشگاه الزهرا)، حسن اکبری بیرق (مترجم و استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سمنان)، مژگان دولت‌آبادی (مترجم) و مریم طباطبایی‌ها (مترجم)، در تالار حافظ دانشکده ادبیات دانشگاه الزهرا برگزار شد.


آنچه استادان ترکیه درباره ادبیات ایران می‌دانند حاصل چند کتاب ترجمه‌ است

حسینی جلسه حاضر را به عنوان جلسه پیش‌همایش و مقدمه‌ای بر همایش ادبیات زنان ترکی خواند و افزود: هدف این همایش و جلسه حاضر، آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان فارسی با آثار نویسندگان زن ترکیه است. البته این موضوع زن و مرد ندارد، ولی سال گذشته از ما دعوت شد تا گزارشی در باب فعالیت‌های نویسندگان و شاعران زن از ایران به ترکیه ببریم و متعاقب آن دانشگاه الزهرا پذیرفت که این همایش را برای نویسندگان و شاعران زن ترکیه هم برگزار کند.عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا ضمن بیان اینکه مدیریت علمی همایش ادبیات زنان ترکیه برعهده اوست، اضافه کرد: طی این مدت که روی این موضوع کار می‌کردم، متوجه شدم ما چقدر کم آثار نویسندگان و شاعران در کشور همسایه یعنی ترکیه را می‌شناسیم؛ در صورتی که نزدیکی‌های فکری و فرهنگی زیادی با ما دارند و با وجود مراودات تجاری، سیاحتی و... چقدر ادبیات این کشور برای ما و ادبیات کشور ما برای آن‌ها، ناشناخته است. او ادامه داد: در سفر چند روزه‌ای که به یکی از دانشگاه‌های آنکارا داشتم، متوجه شدم آنچه استادان آن‌جا در مورد ادبیات ما می‌دانند، فقط از طریق چند کتاب ترجمه‌ای است که تعداد آن‌ها هم محدود بود. در ایران من بهترین راه آشنایی بیشتر را دعوت از مترجمان آثار ترکیه دانستم، که خوشبختانه این موضوع جواب داد و همایش ادبیات زنان ترکیه شکل گرفت. حسینی در پایان ضمن اشاره به محورها و موضوعات قابل ارائه در همایش ادبیات زنان ترکیه و ذکر نام مقالاتی که در این همایش ارائه خواهد شد، بیان کرد: چند مسئله اصلی درباره ترجمه از ترکی استانبولی به فارسی، نظیر چگونگی انتخاب داستان‌ها برای ترجمه، انتخاب نویسنده، ضرورت ترجمه و... برای ما مطرح بود که از همکارانم در این نشست خواستم تا به برخی از آن‌ها پاسخ دهند.
 
در ادامه مریم طباطبایی‌ها درباره مشکلات ترجمه از زبان ترکی به زبان فارسی و بالعکس، گفت: مشکلاتی که این روزها به فراخور ترجمه‌های زبان ترکی با آن مواجه هستیم - که اغلب هم خیلی به چشم نمی‌آید - در وهله اول مشکلات مربوط به ماهیت زبان است. او ادامه داد: مترجمانی هستند که شاید آشنایی کامل به زبان مبدا یا مقصد ندارند. در حالی که الزام داشتن یک ترجمه ساده و روان، داشتن دانش کامل تاریخی، فرهنگی و شاید دینی در هر دو زبان مبدا و مقصد است؛ که متاسفانه این روزها کمتر آن را می‌بینیم؛ مخصوصاً در زبان مبدا که بعضی وقت‌ها کوچک‌ترین ارکان زبان خودمان را هم در ترجمه رعایت نمی‌کنیم.
 


برخی از مترجمان ما فقط به فکر رساندن کار و بازار سود هستند

مترجم کتاب «سه دختر حوا»، ضمن بیان این‌که برخی ترجمه‌ها، حجم زیادی از کلمات است که هیچ بار احساسی به دوش ندارند و اصلا نشان نمی‌دهد که یک متن فاخر ادبی است؛ اضافه کرد: دلیل این نوع ترجمه‌ها، این است که برخی از مترجمان ما در این رقابت شتاب‌زده، فقط به فکر رساندن کار و بازار سود هستند؛ که این نداشتن بن‌مایه در کتاب‌ها خیلی آزاردهنده است. همچنین لحن اسکلت‌بندی داستان‌ها خیلی کم رعایت می‌شود. خیلی از ما مترجم‌ها متوجه لحن نویسنده نمی‌شویم؛ در صورتی که شناسه برخی از نویسنده‌ها، لحن خاصی است که در نوشته‌هایشان به کار می‌برند و ادبیات خاص خود را دارند، چیزی که این روزها اصلا در ترجمه از آن استفاده نمی‌کنیم و به آن توجهی نداریم. طباطبایی‌ها با بیان اینکه فرهنگ کشوری که درباره آن می‌نویسیم، یا ترجمه می‌کنیم، خیلی اهمیت دارد؛ اضافه کرد: مطالعه در مترجم‌ها و مولف‌های ما خیلی کم شده است، مخصوصاً در مورد زبان ترکی. ما شباهت‌های زیادی در فرهنگ، عقاید و موضوعات زبانشناسی با کشور ترکیه داریم که همین شباهت‌ها می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد و مترجم به عنوان شخصی که این فرهنگ را به هم تبدیل می‌کند، نقش مهمی دارد.        
                  

ما در ترجمه به لحاظ تکنیکی و فنی رقابتی نداریم فقط رقابت در سرعت را زیاد داریم

مترجم کتاب «درخت انار»، تغییر نام کتاب‌ها، اضافه یا کم کردن پاراگراف‌ها به ترجمه و نداشتن ذوق ادبی را از دیگر مشکلات ترجمه خواند و افزود: الان متاسفانه رقابت برای بهبود متن نیست، بلکه رقابت فقط در سرعت است. ما رقابتی به لحاظ تکنیکی و فنی نداریم، فقط رقابت در سرعت را زیاد داریم. طباطبایی‌ها نداشتن ویراستار حرفه‌ای اختصاصی برای زبان ترکی را از دیگر معضلات ترجمه این زبان در ایران خواند و افزود: متاسفانه ما به دنبال چند نویسنده خاص هستیم و ترجیح می‌دهیم آثار آن‌ها را ترجمه کنیم. بعضا دیده می‌شود که یک کتاب از یک نویسنده ترجمه می‌شود و بعد به فاصله خیلی کم، ده ترجمه از همین کتاب منتشر می‌شود.
 

بدون دانش ادبی ترجمه ادبی کار بیهوده‌ای است

مژگان دولت‌آبادی در ابتدای صحبت‌های خود، به مسائل و مشکلات ترجمه از زبان ترکی به فارسی و بالعکس اشاره کرد و گفت: امروزه با این مشکل مواجه هستیم که دانستن یک زبان را ملاک اقدام به ترجمه یک اثر ادبی می‌دانیم؛ در صورتی که دانش یک زبان، اصلا کفایت این را ندارد که به ترجمه اثر ادبی بپردازیم. ترجمه ادبی نیاز به زیرساختی دارد که مترجم باید داشته باشد و آن ادبیات است. بدون دانش ادبی ترجمه ادبی کار عبثی است.
دولت‌آبادی ضمن اشاره به سابقه خود در ترجمه متون حقوقی و ادبی، بیان کرد: سختی‌ای که در ترجمه ادبی است، در ترجمه حقوقی نیست. علاوه بر تسلط زبان‌شناختی، تسلط به فرهنگ، تاریخ سنن و سیاست، از ملزومات ترجمه است. متاسفانه در زبان ترکی استانبولی و سایر زبان‌ها شاهد این هستیم که خیلی از مترجمان، صرفا با فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه، خود را در جایگاه مترجم ادبی می‌بینند و شاهد ترجمه‌هایی هستیم که در آن، اثر به شکل درست منتقل نشده است.
 

بخشی از ترجمه به علت ناتوانی مترجم حذف میشود و این بسیار دردناک است

مترجم کتاب «سرگذشت عزیزبیک» گفت: امروزه با مترجم‌هایی روبه‌رو هستیم که نه‌تنها جملاتی را به متن اضافه می‌کنند، بلکه پاراگراف‌ها یا حتی صفحه‌هایی از اثر را حذف می‌کنند، که این کار واقعا جای رسیدگی و پیگیری دارد. بخشی که مترجم به علت ناتوانی در ترجمه حذف می‌کند، بسیار دردناک است که در ترجمه‌های ترکی استانبولی بسیار شاهد آن هستیم.

دولت‌آبادی ضمن برشمردن برخی از مشکلات ترجمه که در همه زبان‌ها مشترک است؛ بیان کرد: در ترجمه‌ها با انتقال فرهنگ و خرده فرهنگ مواجه هستیم. مترجم باید آثاری را انتخاب کند که توانایی ترجمه آن را دارد و لزوماً نام نویسنده نباید ما را متقاعد به ترجمه یک کتاب کند.
 

مترجم پل فرهنگی است بین دو کشور

او ادامه داد: یکی از حساسیت‌هایی که مترجمان باید داشته باشند، این است که یک نویسنده وقتی به زبان خودش می‌نویسد، هیچ چارچوبی برای خود در نظر نمی‌گیرد. یعنی نویسنده خالق اثر است و آن را در یک فضای آزاد خلق می‌کند؛ ولی مترجم پل فرهنگی است، بنابراین باید خیلی در انتخاب اثر دقت داشته باشد و نمی‌تواند هر اثری، از هر نویسنده‌ای ترجمه کند. مترجم کتاب «استانبول استانبول» در ادامه به ضرورت آشنایی مترجمان با ادبیات ترکی و نویسندگان آن اشاره کرد و افزود: ترجمه یک ابزار ارتباط فرهنگی است؛ این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، که اشتراکات فرهنگی بین دو کشور همسایه چنان در هم‌تنیده است که فقط با مطالعه ادبیات می‌توانیم این در هم پیچیدگی‌ها و کدگذاری‌ها را باز کنیم.
دولت‌آبادی ضمن اشاره به اهمیت ترجمه تاریخ‌ادبیات ترکیه و علی‌الخصوص داستان‌نویسی زنان ترکیه، گفت: معتقدم که بهتر است دنیای ادبیات را تفکیک نکنیم؛ یعنی؛ دنیای زنانه و مردانه را از ادبیات بیرون بیاوریم و اثر را فارغ از نام و جنسیت نویسنده بررسی کنیم.
 

کتاب «ملت عشق» الیف شافاک یک کتاب سفارشی است

وی در پایان درباره اهمیت آثار الیف شافاک اظهار کرد: اگر به آمار ترجمه آثار الیف شافاک در سایت کتابخانه ملی مراجعه کنیم، واقعاً شگفت‌زده می‌شویم. شاید خیلی‌ها ندانند کتاب «عشق» الیف شافاک که در ایران تحت عناوین «ملت عشق»، «دولت عشق» و عناوین دیگر ترجمه شده، یک کتاب سفارشی است. یعنی شافاک در سال مولانا به درخواست بنیاد مولانا کتاب عشق را نوشته است، که هیچ وقت در این مورد هیچ صحبتی نمی‌شود. به نظر من پرفروش شدن این کتاب فروش واقعی آن نیست. من دوستان زیادی در ترکیه دارم، که در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کنند و جالب است که شافاک در بین هیچ‌کدام از آنها محبوب نیست. حتی تعجب می‌کنند که چگونه الیف شافاک در ایران اینقدر محبوب و پرفروش است. البته این جای آسیب‌شناسی جامعه ما را دارد.
 

در ترجمه‌های متعدد کتاب «ملت عشق» فاجعه رخ داده است

در ادامه حسن اکبری‌بیرق صحبت‌های خود را با تعریف داستان‌واره‌ای درباره خود و شروع کار ترجمه از ترکی به فارسی آغاز کرد و گفت: این‌که می‌گوییم ما با فرهنگ و ادبیات ترکی خیلی آشنا و عجین هستیم و نقاط مشترک فرهنگی فراوانی داریم، در کار ترجمه، یک حالت دوگانه دارد؛ یعنی هم می‌تواند فرصت و هم می‌تواند چالش باشد. او ادامه داد: بعد از ترجمه دومین اثر از ترکی به فارسی، خیلی علاقه‌مند شدم، بدانم در ادبیات داستانی ترکیه چه می‌گذرد و جالب بود که همکاران ما در گروه ادبیات فارسی دانشگاه‌های ترکیه، خودشان تقریبا چیزی درباره جریان‌های ادبی ترکیه نمی‌دانستند؛ که این برای من بسیار عجیب بود و در واقع نقصی است که باید رفع شود. شاید یکی از دلایلی که ترجمه ترکی به فارسی هیچ نظم و نسقی ندارد و با مشکلات زیادی روبرو است، این است که ما تقریباً درباره جریان‌های ادبی در ترکیه، چیز زیادی نمی‌دانیم و بیشتر بر اساس سلایق ناشر یا خود مترجم ترجمه می‌کنیم.
 
مترجم کتاب دولت عشق به تعداد ترجمه‌ها در ایران اشاره کرد و افزود: چون در کشور ما قانون کپی رایت نداریم، هر ناشر با توجه به اقتضائات بازار نشر، مترجم و متن خود را انتخاب می‌کند؛ بنابراین بعضی نارسایی‌ها، ترجمه‌های متعدد و این بدفهمی‌ها شکل می‌گیرد. وی ضمن اشاره به ترجمه‌های مختلف از کتاب «عشق» الیف شافاک، گفت: با خواندن و تورق برخی از ترجمه‌های این اثر در کشور، متوجه شدم که یک فاجعه اتفاق افتاده و ترجمه‌ها بسیار ایراد دارد. حتی بهترین ترجمه آن پر از غلط است. علاوه بر غلط، پر از افتادگی و اضافه است. در مجموع پرفروش‌ترین و معروف‌ترین ترجمه آن به زبان فارسی، حدود ۲۰ صفحه کتاب را حذف کرده است، که دلیل حذف آن را نمی‌دانم. چرا که مسائل حذف شده، مشکل ارشاد هم نداشت. البته شاید مترجم متوجه منظور نویسنده نشده و بدون دلیل آن را حذف کرده است.
 
او ادامه داد: کتاب عشق الیف شافاک، پر از اشارات قرآنی است، ولی مترجمان درنیافته بودند که به کدام آیه قرآن اشاره دارد. اکثر قریب به اتفاق مترجمان اصلا حدیث، مسائل عرفانی و اشعار مولانا را در نیافته و در ترجمه نیاورده‌اند. اشعاری هم که نقل کرده‌اند، آن چیزی نیست که خود شافاک اراده کرده بود. البته خود الیف شافاک هم آدم کم سوادی است؛ خیلی در مورد مثنوی و مولانا نمی‌داند و برداشت‌های نادرستی کرده است.
 
اکبری‌بیرق در پایان ضمن اشاره به چند اشکال عینی در ترجمه‌های فارسی کتاب الیف شافاک گفت: اگر به‌ جای این همه همت که صرف ۱۲ ترجمه از این اثر شده، یک نفر اثر را درست و حسابی ترجمه می‌کرد، سودمندتر بود.
 

نویسندگان و مشاهیر ترک روی خوشی به شافاک نشان ندادند

محبوبه مباشری، رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه الزهرا و مدیر اجرایی همایش ادبیات زنان ترکیه، به عنوان آخرین سخنران نشست گفت: علی‌رغم اقبال عمومی که نسبت به الیف شافاک در ایران وجود دارد، خود نویسندگان و مشاهیر ترک خیلی روی خوشی به شافاک نشان نمی‌دهند و شاید اصلا نمی‌خواستند که مطرح شود. مباشری درباره چرایی اقبال شافاک در ایران بیان کرد: شافاک فردی است که نگاهش از ترکیه بسیار فراتر رفته و جهان‌شمول است. با توجه به این که مادر او دیپلمات بوده، تجربه زندگی و سفر به کشورهای گوناگون را داشته و تجربه‌های فراوانی کسب کرده که شاید تمامی این تجربه‌ها در آثار او جلوه‌گر شده و مخاطب را جذب کرده است. رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه الزهرا درباره اینکه چرا شافاک به این درجه از مقبولیت و محبوبیت رسیده، گفت: چندین نکته در آثار او حائز اهمیت است؛ یکی همین زندگی در نقاط مختلف دنیا و آشنایی با فرهنگ‌ها و مذاهب گوناگون است. همچنین نگاهی است که به اشیا دارد، شافاک کوچک‌ترین شیء را در نظر می‌گیرد و در آثارش به آن عینیت و زندگی می‌بخشد. از طرفی، مذاهب گوناگون در آثار او هم‌زیستی مسالمت‌آمیز دارند.
 

 شافاک را پروین اعتصامی دیگری خوانده‌اند

مباشری در پایان گفت: بعضی‌ها شافاک را پروین اعتصامی دیگری خوانده‌اند، که با نگاه ساده به اشیا، سعی می‌کند از همه اشیا و موضوعات جهان در آثارش استفاده کند. منتها یک برتری نسبت به پروین برای او قائل شدند، که شافاک برخلاف پروین پند نمی‌دهد، بلکه به نمایش می‌گذارد. ملامت پند را در آثار او نمی‌بینیم، بلکه با آن اشیا، نوعی شیطنت و بازیگوشی در آثارش ایجاد می‌کند.
 
 
عنوان اصلی کتاب به انگلیسی: The Forty Rules of Love  
عنوان کتاب به فارسی: ملت عشق
نویسنده: الیف شافاک (Elif Shafak)
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: