سالروز پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک ماردوش | وقایع روز
کد خبر: ۴۹۷۸
نویسنده: رفعت کرمی مهر
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ - 12 October 2020
21 ماه مهر؛
21 ماه مهر در تقویم باستانی ایران، روزی است که ضحاک ماردوش به دست کاوه آهنگر و فریدون پور آبتین از سریر پادشاهی به زیر کشیده می شود.

وقایع روز- «ضحاک» که اوستا از او به نام «اژی دهاک» به معنی «مار اهریمنی» یاد کرده است، پسر «مرداس» از تبار اعراب است.

ایرانیان به ستوه آمده از ظلم و ستم «جمشید» پادشاه ایران زمین، نزد وی که پس از کشتن پدرش «مرداس» بر تخت فرمانروایی دشت «نیزه وران» -از سرزمین های اعراب- نشسته است، می روند و او را به پادشاهی برمی گزینند.

ضحاک ماردوش

ضحاک که فردوسی در شاهنامه وی را مردی ستمگر معرفی می کند که از شانه هایش 2 مار به انگیزه بوسه اهریمن درآمده است، سالها در ایران به ظلم و ستم مشغول می شود و با کشتن جوانان ایرانی از مغز آنها برای تغذیه مارهای روی شانه هایش استفاده می کند.

کاوه آهنگر که شخصیتی پهلوانی در شاهنامه فردوسی دارد، احتمالا شخصیتی واقعی در دوره اشکانی بوده است. کاوه نماد انسانهای پیشرو در عصر آهن و صنعتگری است.  

پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک ماردوش

روزی در خردادماه ضحاک فراخوان می هد تا بزرگان دیار در دربارش جمع شوند تا از آنها گواهی بگیرد که وی پادشاهی دادگر و نیک کردار است. در میانه این مراسم، ناگاه خروشی برای دادخواهی، دربار ضحاک را فرا می گیرد.

این، کاوه آهنگر است که برای دادخواهی آمده است. ضحاک چاره ای جز دادن بار عام به او ندارد، پس مشکل وی را جویا می شود.

 

بیشتر بخوانید: جشن آبانگان نشانه احترام و اهمیت آب نزد ایرانیان باستان

 

کاوه می گوید: همه پسرانم را کشته و مغزشان را به مارهای تو داده اند، اکنون تنها یک پسر برایم مانده که او را هم گرفته اند.

ضحاک دستور می دهد که آخرین فرزند کاوه را آزاد کنند، سپس به او می گوید: اکنون که داد خود ستانده ای، این طومار را امضا کن و گواهی ده که من پادشاهی نیکو و عدالت گسترم.

کاوه طومار را پاره می کند و فریاد زنان بیرون می رود و مدتها در کوچه و بازار مردم را به گرفتن حقشان تشویق می کند.

درباریان، ضحاک را به کشتن کاوه تشویق می کنند، اما او کاوه را آهنی گداخته و آبدیده می بیند که توان از بین بردن او را ندارد.

کاوه آهنگر سپس با آموزش جوانانی که از بند ضحاک گریخته اند، لشگری را  تشکیل می دهد و با کمک «فریدون»به نبرد با ضحاک می روند و به حکومت ظالمانه وی پایان می دهند.

آنها ضحاک را نمی کشند، بلکه او را در شکافی عمیق در کوه دماوند به بند می کشند، زیرا «سروش» -از ایزدان باستانی ایرانیان- از «اورمزد یا اهورامزدا» -پروردگار هستی- پیام می آورد که ضحاک نباید کشته شود چرا که در این صورت از تنش موجودات پلیدی بیرون می آیند و در جهان پخش می شوند.

«فریدون» پسر «آبتین» و «فرانک» است. مادرش از ترس ضحاک او را در بیشه ای پرورش می دهد و در 3 سالگی وی را به کوههای البرز برده و به دینداری می سپارد.  

فریدون اژدهاکش، پسر آبتین و فرانک

فریدون در ۱۶ سالگی از کوه البرز به دشت می‌آید و از مادر، نژاد خود را جویا می‌شود. فرانک به او می‌گوید که پدر تو آبتین و از نژاد کیان و تهمورث ‌است. او مردی خردمند، بی آزار و پهلوان بود که به دستور ضحاک کشته شد تا مغزش خوراک دو ماری شود که بر کتف ضحاک روییده اند.

کاوه با شورشیان به نزد فریدون ۱۶ ساله که پهلوانی دلیر است و به اژدهاکش معروف است می‌روند و وی را به رزم با ضحاک فرا می خوانند. فریدون چرم‌ پارهٔ کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می‌آراید و آن را «درفش کاویانی» می‌نامد و برای کین‌خواهی با کاوه همراه می شود.

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: