واقعه کربلا و فرهنگ عاشورایی چه دردی از بشر امروز و بحران‌هایش دوا می‌کند؟ | وقایع روز
کد خبر: ۵۱۱۰
نویسنده: مهدی ناصری
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ - 15 October 2020
آن چه فرهنگ عاشورا و شخصیت امام حسین (ع) را بیش از همه در میان جهانیان تقدس و برجستگی بخشیده است، شجاعت و آزادگی بی مانند ایشان در مبارزه و قیام بر علیه ساختارهای جاهلی مسلط بر زندگی مسلمانان بود.

واقعه کربلا به عنوان یک رویداد تاریخی و مذهبی، در محرم سال 61 هجری قمری در کشور عراق امروزی به وقوع پیوست اما دامنه و ابعاد زمانی و مکانی این جریان محدود به تاریخ و جغرافیای مذکور باقی نماند و به عنوان یک نهضت بی بدیل، مرزهای تاریخی و جغرافیایی بشر را درنوردید.

نهضت عاشورا به عنوان قسمت جدایی ناپذیر فرهنگ سنتی و اسلامی ما ایرانیان به شمار می‌رود. دغدغه‌ها و سوال‌هایی همواره می‌تواند ذهن مسلمانان و غیرمسلمانان آشنا با نهضت حسینی را در رابطه با تاثیرات این واقعه در عصر امروز به خود مشغول دارد:

 آیا واقعه کربلا صرفا یک برساخت تاریخی و حاصل اسطوره‌سازی دینی بوده است؟ نهضت حسینی چه اهمیت و اثری برای انسان امروزی و جامعه معاصر دارد؟ آیا این واقعه تنها یک آیین مذهبی سالانه و کارناوالی برای لذت و تفریح جوانان می‌باشد؟ آیا میان ایران و اسلام شکاف و افتراقی وجود دارد و می‌توان این دو مفهوم را به راحتی از یکدیگر جدا کرد؟

بدون شک پاسخ به پرسش‌های فوق، به فرهنگ عاشورا و شخصیت امام حسین (ع) در عصر امروزی، موضوعیت و عینیت بیشتری خواهد بخشید.

واقعه کربلا و فرهنگ عاشورایی، چه دردی از بشر امروز و بحران‌هایش دوا می‌کند؟

سنت عاشورا راهی برای خروج از بحران‌های مدرن

با آغاز دوره رنسانس و حاکمیت عصر روشنگری (قرن 15 میلادی)، بشر به پیشرفت‌های بی‌سابقه‌ای در عرصه‌های مختلف دست یافت به گونه‌ای که نمی‌توان ارزش‌ها و عظمت عصر روشنگری (مدرنیته) را برای بشر نادیده گرفت.

امروزه دستاوردها و ارزش‌های دوران مدرن به حد و اندازه‌ای رسیده که دیگر انسان، متولی دوران مدرن نیست بلکه مدرنیته همچون ساختاری متصلب و غیرقابل انعطاف، بر زندگی آدمی چیرگی و تفوق یافته است.

بشر امروز را آن‌ چنان انفعال، وارفتگی و از هم‌گسیختگی ناشی از اضمحلال و آمیختگی در ساختارها و جهان تکنولوژیک فراگرفته که حتی رمق و توان اندیشیدن به حقایق متعالی برآمده از سنت‌های تاریخی و دینی خود را ندارد. انسان مدرن به دلیل وابستگی به ساختارها، هیچ آرمان و هدف والایی ندارد و صرفا مصرف کننده است. انسانی که دائما از وضع موجود خود و بحران‌هایش ناراضی می‌باشد اما عزم و ایده‌ای نیز برای جایگزینی ندارد. یک چنین انسانی به دلیل اسارت در ساختار زندگی گله‌ای (برده‌وار)، ارزش‌ها و اصالت سنتی خویش را به دست فراموشی سپرده و از کنار همه‌ی فجایع روزگار خود به آسانی می‌گذرد.

اینطور از جانب طرفداران افراطی جریان مدرنیته القا می‌شود که همه چیز در عصر روشنگری تاکنون خلاصه شده و پیش از دوره مدرن هر چه بوده جز بیشه‌ای از تاریکی نیست. به عبارت دیگر اصل مقدس پیشرفت (عصر تکامل نهایی بشر) به عنوان خرافه‌ای مدرن در غیریت با سنت‌ و معنویت تاریخی بشر قرار گرفته است. اما نباید فراموش کرد که هر جریان و اندیشه‌ای خود را مطلق و مقدس بپندارد، ناگزیر به سیاهی می‌گراید.

اگر امروزه مدرنیته (جریان روشنگری و نوگرایی) با بحران مواجه شده، به دلیل نادیده انگاشتن یا طرد بنیاد خود یعنی سنت می‌باشد. حلقه گمشده بشر امروز، بازگشت به سنت‌ها و مآثر (آثار و نشان‌های متعالی) فرهنگی و تاریخی می‌باشد.

انسان مدرن نیازمند یک الگوی فراتاریخی است تا خود را از چنگال ساختارها و سیستم‌های جبری حاکم بر زندگی برهاند. چنین الگویی را می‌توان در بسیاری از فرهنگ‌ها و حتی سنت دینی ایرانیان و مسلمانان پیدا کرد.

امام حسین (ع) به عنوان یک نمونه‌ی والای انسان آزاد و مستقل از ساختار حاکم، به خلق حماسه مولد عاشورا پرداخت. ایشان نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمام بشریت، الگویی فرا زمانی، فرا مکانی و فراساختاری تلقی می‌شود.

واقعه کربلا و فرهنگ عاشورایی، چه دردی از بشر امروز و بحران‌هایش دوا می‌کند؟

شکاف میان ایرانیت و اسلامیت

مساله اصلی جامعه معاصر ایرانی در عرصه فرهنگی، برخورد و مواجهه میان سنت ایرانی‌ـ‌ اسلامی و مدرنیته (نوگرایی) غربی می‌باشد. مساله‌ای که باعث شده از دوران مشروطه تا به امروز شاهد شکل‌گیری نظریات و گفتمان‌های متفاوتی باشیم که هر یک در پی پاسخ به این چالش می‌باشند.

نقطه آغاز برخورد سنت ایرانی‌ـ اسلامی با مدرنیته (نوگرایی) ، جنگ‌های ایران و روس در نیمه اول قرن 19 میلادی بود. به گونه‌ای که شکست در هر دو دوره جنگ، روشنفکران ایرانی را به تامل و تفکر در رابطه با علل شکست واداشت.

حاصل رشد این جریان روشننفکری که به غرب و ارزش‌های مدرن تمایل بسیاری داشت، انقلاب مشروطه و سپس استبداد پهلویسم بود. اینطور از جانب روشنفکران و نخبگان حکومتی وقت القا می‌شد که فرهنگ سنتی و دینی جامعه ایران، تنها عامل عقب ماندگی محسوب می‌شود.

سرکوب و طرد سنت ریشه‌دار اسلامی از سوی غرب‌گرایان افراطی، منجر به ظهور و بروز طرفداران سنت اسلامی در قالبی سازماندهی شده تحت عنوان " انقلاب اسلامی" شد.

انقلابی که بر مبنای اصل بازگشت به خویشتن، به دنبال تقویت پیوندهای میان نسل جدید (جریان مدرن) و سنت تاریخی و مذهبی بود اما با تکیه افراطی بر فقه سنتی، موجبات شکل‌گیری مجدد جریان ضد سنت را در بین جوانان فراهم آورده است.

اکنون فرهنگ عاشورایی به عنوان بخشی از سنت دینی ما ایرانیان بر لبه دو تیغ قرار گرفته است؛

یک گروه سنت گرایان افراطی که امام حسین (ع) و به طور کلی سنت‌ها و مآثر دینی را به یک امر فرقه‌ای، سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل کرده و به آن انحصار بخشیده‌اند.

گروه دیگر نوگرایان غرب زده‌ای هستند که فهم درستی از سنت تاریخی و دینی ایرانیان ندارند. چنین جریانی با طرح مساله عدم سنخیت میان ایرانیت و اسلامیت، در صدد ایجاد شکاف بین دو این اصل بنیادین بوده و تهدیدی برای ملت ‌سازی ایرانی به حساب می‌آید.

بدون شک زیربنای پیشرفت و توسعه در هر کشوری، وجود احساس مابودگی و سرمایه اجتماعی بالا در بین شهروندان می‌باشد. در صورتی که سنت تاریخی و دینی از ما ایرانیان گرفته شود، تبدیل به اجتماع یا جزیره‌هایی متفرق و مستقل از هم خواهیم شد که میزان آسیب پذیری ما را در برابر ملل و سنن دیگر افزایش می‌دهد.

اگر می‌خواهیم به یک ملت واحد و پیشرو در دنیا تبدیل شویم، نیازمند یک فرهنگ و سنت تاریخی مقاوم در برابر فشارهای بیرونی می‌باشیم که خوشبختانه از نمونه و قابلیت بالقوه‌ای چون امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورایی به عنوان روح تحقق سنن دینی در فرهنگمان برخورداریم.

بنابراین آیین مذهبی‌ـ تاریخی عزاداری محرم که سالانه با استقبال باشکوه مردمی برگزار می‌شود، فرصت بسیار مناسبی برای تقویت ملت سازی و حذف شکاف کاذب میان ایرانیت و اسلامیت می‌باشد.

نظرات کاربران
مهرداد
-
۲۹ مهر ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۴
مطلبی زیبایی بود
ولی متاسفانه امروزه دین برای بعضی ها شده ابزار که از اون برای پیش بردن اهداف شخصی و منافع خودشون میباشد خودمونی بگم دین ما پر شده از تزویر و ریا
و این به اعتقاد من ضربه مهلکی به بدن اسلام میزنه
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
# آموزش آشپزی