حکایت طلبه همدانی ، تکرارهای ملال‌آور و انبوه شبه مسئله !
کد خبر: ۶۰۷۵
تاریخ انتشار: يکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - 15 November 2020
یادداشتی از مرحوم رضا بابایی: حکایت بسیاری از سخنرانان و نویسندگان ما، همین است. آنچه را که بلدند دائما تکرار می‌کنند و برای توجیه تکرارهای ملال‌آورشان، دست به علت‌تراشی و پرسش‌سازي مي‌زنند، و «شبه‌مسئله» را دغدغه روز و مهم جامعه می‌خوانند!

حکایت طلبه همدانی ، تکرارهای ملال‌آور و انبوه شبه مسئله !

وقایع روز_ فرهنگ و اندیشه؛
در یکی از سال‌های جنگ، من و حدود 200 بسیجی در یکی از پادگان‌های اندیمشک، نیروی ذخیره برای عملیات‌ احتمالی بودیم. هیچ کاری در پادگان نداشتیم، جز صبر و انتظار. داخل پادگان یک طلبۀ همدانی بود که نماز جماعت برگزار می‌کرد و شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء، برای ما سخنرانی می‌کرد. یک روز، من و دوستم در محوطۀ پادگان قدم می‌زدیم که این طلبۀ همدانی که مقداری هم با ما صمیمی بود، به سمت ما آمد و بعد از کمی خوش و بش، گفت: از من بپرسید تقوا چیست. گفتیم: یعنی الان می‌خواهی همین‌جا، زیر این آفتاب سوزان، برای ما سخنرانی کنی؟ گفت: نه. فقط سؤالی که گفتم، تکرار کنید. ما هم پرسیدیم تقوا چیست. طلبۀ شوخ‌طبع و شیرین‌زبان همدانی، از ما جدا شد و رفت.
شب، بعد از نماز، طلبۀ همداني برای سخنرانی بلند شد و بعد از مقدمه‌ای کوتاه گفت: «امروز در حیاط پادگان قدم می‌زدم که دو تن از عزیزان بسیجی، جلو من را گرفتند و پرسیدند: حاج‌‌آقا تقوا چیست؟ تصمیم گرفتم پاسخ این عزیزان را امشب در سخنرانی بدهم.» بعد شروع کرد به توضیح دادن دربارۀ معنای لغوی تقوا و معنای اصطلاحی آن در قرآن و روایات و ...
بعد از نماز، سر سفرۀ شام، رفتم سراغ حاج‌آقا و گفتم: احسنت. حاج‌آقا خندید و گفت: امروز هر چه فکر کردم دربارۀ چه موضوعی سخنرانی کنم که تکراری نباشد، چیزی به عقلم نرسید. بالاخره تصمیم گرفتم دربارۀ تقوا حرف بزنم، ولی یادم آمد که قبلا چند بار دربارۀ تقوا سخنرانی کرده‌ام. با خودم گفتم اگر پیش از سخنرانی، کسی از من بپرسد تقوا چیست، مي‌توانم به اين بهانه دوباره موضوع تقوا را پيش بكشم. برای همین، از شما خواستم که از من بپرسید تقوا چیست. گفتم: آره. متوجه شدم. انشالله زودتر عملیات شروع بشود و ما از این پادگان برویم تا شما هم مخاطب‌های جدید پیدا کنید و هر چه برای‌شان بگویید، تازه باشد.
حکایت بسیاری از سخنرانان و نویسندگان ما، همین است. آنچه را که بلدند دائما تکرار می‌کنند و برای توجیه تکرارهای ملال‌آورشان، دست به علت‌تراشی و پرسش‌سازي مي‌زنند، و «شبه‌مسئله» را دغدغة روز و مهم جامعه می‌خوانند! بدين ترتيب، «مسئله‌»ها و پرسش‌هاي واقعي، زير انبوهي از شبه‌مسئله‌ها دفن مي‌شود؛ تا كي سر برآورند و سيلي راه بيندازند.

 

*مرحوم رضا بابایی

رضا بابایی (زادهٔ ۱ خرداد ۱۳۴۳ در قزوین – درگذشتهٔ ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ در قم) نویسنده، دین‌پژوه، مولوی‌شناس و روشنفکر دینی بود.

نظرات کاربران
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۲۵ آبان ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۵
سلام خیلی نتیجه گیری ضایع و سستی بود اگر انسان ها چیزی را که بلدند بگویند و تکرار کنند اتفاقا بسیار عالی و خوب است. اشکال کار اینست که خیلی ها چیزهائی را که بلد نیستند میخواهند بگویند و این بدتر از جهالت است قصه خیلی از روشنفکران ما چنینی است
من عمل بما یعلم علمه الله ما لا یعلم
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: