سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۲+ خلاصه داستان | وقایع روز
کد خبر: ۷۴۵۰
نویسنده: هانیه طاهری
تاریخ انتشار: دوشنبه ۰۱ دی ۱۳۹۹ - 21 December 2020
دانلود و تماشای کامل فیلم بیگانه ای با من است؛ در سایت وقایع روز می توانید هرشب خلاصه داستان قسمت های سریال بیگانه ای با من است را بخوانید و فیلم کامل آن قسمت را تماشا کنید.

سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۲+ خلاصه داستان

وقایع روز ـ سرویس هنر وادبیات؛

قسمت های سریال بیگانه ای با من است که هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۲سریال بیگانه ای با من است

دوست صمیمی امیرعلی که فهمیده امیرعلی فوت کرده به اتاق نساء زنگ میزند و سراغ مینو همسر مرحوم امیرعلی را میگیرد که نساء تلفن برمیدارد و میگه اینجا نیست رفته برای عکس و اینجور چیزها که میگه هردقت اومد بهشون اطلاع بدین که قبل از رفتنم به شیراز بیام ببینمشون که نساء میگه چشم و قطع میکنه. دوست امیرعلی به بیمارستان میاد و همان لحظه نساء از اتاقش بیرون میاد و میخواد به بچه اش سر بزند که تو آسانسور دوست امیرعلی، نساء را میبیند و یادش میاد که تو شیراز اونو دیده و خدمتکار خانه امیرعلی بوده. نساء که او را میشناسد سریعا از آسانسور خارج می شود تا کمتر تو دید باشد و به اتاقش برمیگردد که عصمت خانم همان لحظه میاد و میگه براتون روسری مشکی آوردم. امیرعلی که در مسیر رفتن به ترمینال بود با یادآوری نساء به راننده میگه قبل از رفتن به ترمینال به شمیران برو و به دم در خانه آقای شهرابی میرود تا با صادق صحبت کند اما خدمتکار بهش میگه که نیستن و موفق نمی شوند باهاش صحبت کند و به شیراز می رود.

تو مراسم ختم امیرعلی سمیه متوجه یک زن با آرایش غلیظ می شود و او را زیر نظر میگیرد و میبیند که موقع رفتن دم در با شوهرش جر و بحث میکند وقتی باهم تنها می شوند باهاش دعوا میکند و ازش درباره اون زن سوال میکند که بهش میگه منشی یکی از این شرکت هایی بود که باهاشون همکاری میکنیم ولی سمیه قبول نمیکند. سلیم و یاور باهم صحبت میکنند که زن سلیم با بچه پیش آنها می رود و یاور به محض دیدن اون بچه اورا میشناسد و به سلیم میگه تازگیا خیلی دروغ میگی چجوری حرفاتو باور کنم دیگه؟ که سلیم قسم میخوره و میگه مجبور بودم.

همان شب دوست امیرعلی به خانه شهرابی زنگ می زند و با صادق صحبت می کند و بهش میگه که خواستم خانم مرحوم امیرعلی را ببینم اما همراهشون تلفن برداشتن و نگذاشتن برم بیمارستان از طرفی موقع برگشت خدمتکار خانه امیرعلی را دیدم که صادق میگه امکان نداره اون تو تصاد مرده حتما شبیهش بوده که دوست امیرعلی تایید میکنه و میگه آره حتما شبیه بوده و میگه از امیرعلی و همسرش یکسری عکس دارم که تازه ظهورشون کردم اما وقت نشد بهش بدم براتون بفرستم یا که نمیخواین؟ که صادق میگه آره ممنون میشم حتما برام بفرستین و مکالمه تموم می شود. اکرم پیش آشنایی که میشناستش می رود و دزدکی باهم به خانه امیرعلی می روند و اکرم همه عکس های امیرعلی و مینو را برمی دارد. از طرفی بهش میسپارد تا او را به کسی معرفی کند تا بتواند برای نساء شناسنامه جعلی درست کند. وقتی اکرم با چراغ قوه تو خانه امیرعلی بود، نورش از کوچه مشخص می شود و کارگر شهرداری نور چراغ قوه را میبیند و فکر میکند دزد است….



قسمت ۱۲ بیگانه ای با من است تماشا کنید

تعداد بازدید : 3236
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: