سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۶+ خلاصه داستان | وقایع روز
کد خبر: ۷۵۹۶
نویسنده: هانیه طاهری
تاریخ انتشار: يکشنبه ۰۷ دی ۱۳۹۹ - 27 December 2020
دانلود و تماشای کامل فیلم بیگانه ای با من است؛ در سایت وقایع روز می توانید هرشب خلاصه داستان قسمت های سریال بیگانه ای با من است را بخوانید و فیلم کامل آن قسمت را تماشا کنید.

سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۶+ خلاصه داستان

وقایع روز ـ سرویس هنر وادبیات؛

قسمت های سریال بیگانه ای با من است که هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۶سریال بیگانه ای با من است

جاوید با شراره زن صیغه ایش قرار میگذارد و درباره مینو باهاش حرف میزنه و میگه یه ریگی به کفشش هست شراره ازش میپرسه چون خودت پنهان کاری فکر کردی همه اینجورین، جاوید میگه انگاری یکسری عکس و فیلم دوست امیرعلی میخواد بفرسته که وقتی این دختره فهمید استرس گرفته میخواد هرجوری شده خودش بره بگیره شراره میگه اینا به من چه ربطی داره تکلیف منو روشن کن خسته شدم دیگه که جاوید میگه باید یخورده صبر کنی من سهممو از این خانواده بگیرم بعد که باهم بحثشان می شود و جاوید تا عید مهلت میخواهد. همان روز هم سالگرد ازدواج جاوید با سمیه بود هم تولد شراره و جاوید برای سمیه یه جفت گوشواره و برای شراره یک گردنبند قلب خریده که کادو شراره را بهش میدهد. مادر امیرعلی به سمیه زنگ میزنه و میگه حواست به زندگیت بیشتر باشه شام میخوای چی درست کنی که سمیه میگه شام واسه چی؟ ماددش میگه مگه سالگرد ازدواجتون نیست؟ که سمیه میگه پاک یادم رفته بود اصلا دل و دماغ ندارم. بعد از مدتی از جواهری به خانه سمیه زنگ میزنند و میگن که فاکتور خرید گردنبند و گوشواره را آفای جاوید جا گذاشتن سمیه که فکر کرده جفتشو واسه اون خریده خوشحال میشه و بهش میگه اومد خونه بهشون میگم. بعد از قطع تماس به ددیت کردن یک شام مفصل میپردازه . شب که جاوید میاد و میز شام را میبیند سورپرایز میشه و کادوشو به سمیه میده و وقتی جعبه را باز میکند میبیند که فقط یک جفت گوشواره است و به هم میریزد.

بعد از خوردن شام جاوید که به اتاقش میرود سمیه گریه میکند. فردای آن روز مادر امیرعلی به مینو میگه فامیل ها میخوان به دیدن خودت و بچه ات بیان و مینو میگه خودم میرم بیرون یکسر و یه لباس مناسب میگیرم. جاوید به اداره پست میره تا از آشنایی که اونجا داشت بسته را تحویل بگیرد که بهش میگن هنوز نیومده و میگه به محض اینکه اومد بهم خبر بده و میره. بعد از چند دقیقه نساء به اداره پست میره و میگه نمیشه بسته را به من تحویل بدین که میگن وقتی پست سفارشیه فقط به خود طرف پست داده میشه که نساء میگه من خانواده شوهرم نمیدونن قبلا بی حجاب بودم نمیخوام الان بفهمن که رابطه مون خراب بشه بهم کمک کنین که بهش میگن قبل از شما آقا جاوید اومده بود احتمال میدم این بسته دردسرسازه و ترجیح میدم فقط به خود آقای صادق شهرابی تحویل بدم که نساء میگه حداقل به آقا جاوید نگین من اومدم اینو که میتونین نگین دیگه. سلیم را مامورا دستگیر میکنند و وقتی زنش به ملاقاتش میره بهش میگه معلوم نیست کی ولم کنن لنجمم گرفتن تو جمع کن برو پیش مادرت که زن سلیم قبول نمیکنه، سلیم میگه اگه به حرفم گوش نمیدی دیگه اینجام نیا که همسرش با جشم گریان از اونجا بیرون میزند…

 



قسمت ۱۶ بیگانه ای با من است تماشا کنید

تعداد بازدید : 1468
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: