سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۸+ خلاصه داست | وقایع روز
کد خبر: ۷۶۴۶
نویسنده: هانیه طاهری
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۰۹ دی ۱۳۹۹ - 29 December 2020
دانلود و تماشای کامل فیلم بیگانه ای با من است؛ در سایت وقایع روز می توانید هرشب خلاصه داستان قسمت های سریال بیگانه ای با من است را بخوانید و فیلم کامل آن قسمت را تماشا کنید.

سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت ۱۸+ خلاصه داست

وقایع روز ـ سرویس هنر وادبیات؛

قسمت های سریال بیگانه ای با من است که هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱۸سریال بیگانه ای با من است

جاوید وقتی به خانه برمیگرده از استرس تصادف حالت عادی ندارد و سمیه ازش میپرسد که چرا دیر اومدی کجا بودی که جاوید میگه کار داشتم و باهم جروبحث میکنند. دختر جاوید با نساء تو ماشین جاوید میرن تا دخترش بگردد و ببیند وسیله اش تو ماشین افتاده یا نه که نساء گردنبند قلبی که شراره تو ماشین گذاشته بود را پیدا میکند. وقتی برمیگردد به داخل خانه تو اتاقش به سمیه گردنبند را نشان میدهد و باهاش حرف میزنه و سعی میکند که آرومش کند و بهش میگه که به زندگیت بچسب اون زن باید بره نه تو و سمیه تصمیم میگیره که تا اطلاع ثانویه به کسی چیزی نگه. همان شب سمیه با جاوید دعوا میکند و ماجرارو بهش میگه و ازش سوال میکنه که چی کم داشتی که رفتی سراغش جاوید میگه توجه، آرامش، محبت چیزی که تو این خونه پیدا نمیشه. جاوید میگه هرچی بوده تموم شده خیلی وقته که تموم شده دیگه تو زندگیم نیست. سمیه گریه میکند و میگوید حتی نمیدونم الان داری بهم دروغ میگی یا نه. فردای آن روز عصمت خانم میاد نساء را از خواب بیدار میکنه و میگه پست بسته را آورده فقط آقا جاوید رفته بسته را تحویل بگیره.

نساء شناسنامه آقا صادق را برمیدارد و به دم در میرود وقتی میرسد میبینه که پستچی بسته را به آقا جاوید نمیدهد و بسته را تحویل میگیرد. جاوید بهش میگه مثل اینکه راز تو از من خیلی بزرگتره دیشب گردنبندو دادی به سمیه نوبت منم میشه. نساء بسته را به اتاقش میبرد و همه عکس هارو پاره میکند و در آخر فیلم هارو در آشغال های سرویس بهداشتی می اندازد. نساء به مادرش میگه من باید یکسر تا همدان برم، بابا میگه خوب نیست امیرعلی بدون شناسنامه بمونه میرم که کارهاشو بکنم که مادرش میگه هروقت خواستی بگو که به صادق بگم برات بلیط هواپیما بگیره که نساء میگه نه با اتوبوس میرم از هواپیما میترسم. همسایه سعید شوهر نساء بهش زنگ میزند و میگه تصمیم گرفتم که از اون پسر شکایت کنم که سعید ازش میپرسه چرا نظرتون عوض شد؟ که میگه چون با پدرش صحبت کردم اما هرچی از دهنشون درومد بهم گفت و گفتش که واسه تیغ زدن رفتم سراغش میخوام حسابشو بزارم کف دستش….



قسمت ۱۸ بیگانه ای با من است تماشا کنید

تعداد بازدید : 1309
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: