سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت۲۱+ خلاصه داست | وقایع روز
کد خبر: ۷۷۴۵
نویسنده: هانیه طاهری
تاریخ انتشار: شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹ - 02 January 2021
دانلود و تماشای کامل فیلم بیگانه ای با من است؛ در سایت وقایع روز می توانید هرشب خلاصه داستان قسمت های سریال بیگانه ای با من است را بخوانید و فیلم کامل آن قسمت را تماشا کنید.

سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت۲۱+ خلاصه داست

وقایع روز ـ سرویس هنر وادبیات؛

قسمت های سریال بیگانه ای با من است که هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۲۱سریال بیگانه ای با من است

نساء با اکرم درد و دل میکند و میگه هرشب دارم خواب مینو خانم میبینم زندگیم پر از استرس شده که اکرم میگه هرچی بوده فراموش کن الان مینویی به فکر آیندت باش نساء ازش میخواد ببرتش بهش زهرا سر قبر مینو. آقا صادق از حال پریشونی جاوید و سمیه میفهمد که اتفاقی افتاده و پیش سمیه میرود تا باهاش صحبت کند. اول سمیه غم از دست دادن امیرعلی را بهانه میکند اما بعد سمیه میگه پای یک زن دیگه وسطه و همه ی ماجرارو براش توضیح می دهد. صادق بهش میگه یه زن چند وقت پیش اومده بود من شک کردم بهش نکنه همونه؟ و سمیه میگه من میترسم پای قتل وسط باشه، صادف اول میگه از جاوید بعیده ولی با نشانه هایی که سمیه میده شک میکند و باهم دم در خانه دوست شراره میروند. جاوید به قادر راننده شرکت که دکترها هم جوابش کردن ماجرارو میگه و ازش میخواد که گردن بگیره قتل را در ازاش جاوید پول دیه را بدهد و او را از زندان آزاد کند و بعد از مرگش تا آخر عمرش خانواده اش را تامین کند. اولش قادر قبول نمیکند و میگه من باید دنبال عاقبت به خیریم باشم نه این که فحش و نفرین برای خودم جمع کنم این پولها از گلوی من و خانواده ام پایین نرفته و نمیره. ولی بعد از مدتی صحبت کردن نرم می شود و میگه فکر میکنم درباره اش.

نساء سر خاک مینو باهاش حرف میزند و میگه از زندگی من و بچه ام برو بیرون و ازش حلالیت میطلبد و به یک پیرمرد که آنجا زندگی میکرد پول میدهد و میگه هر پنجشنبه براش خرما خیرات کنید. صادق و سمیه دم در خانه دوست شراره می روند و صادق با دیدن اون زن ازش میپرسد هرچی میدونه بگه بهش وگرنه شریک جرم میشود، که ازش میگرسه شریک چه جرمی؟ که صادق میگه فکر کن قتل که میترسد و در را میبندد. قادر ماجرای گردن گرفتن قتل را برای زنش تعریف میکند تا ببیند نظرش چیه که با مخالفت سرسخت او روبرو می شود و میگه باید از جنازه من رد بشی که این کارو بکنی من نمیزارم اگه گردن بگیری همه چیزو لو میدم. سمیه پیش همسایه شراره میرود تا ببیند از آدرس بیمارستانی که شراره را بردند اطلاع دارد یا نه که موفق می شود آدرس را بگیرد و به اونجا میرود اما پرسنل بیمارستان بهش میگن ما اجازه نداریم اطلاعات محرمانه را در اختیار کسی بزاریم. دوست شراره به جاوید زنگ میزنه و باهاش قرار میگذارد. سر قرار بهش میگه که برادر زنت اومده بود پیش من مواظب باش بهت شک کردن سریعتر پول منو جور کن تا به کسی چیزی نگفتم که موقع رفتنش جاوید بهش میگه من شراره را نکشتم…

 



قسمت۲۱ بیگانه ای با من است تماشا کنید

تعداد بازدید : 562
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: