سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت۲۲+ خلاصه داستان | وقایع روز
کد خبر: ۷۸۱۸
نویسنده: هانیه طاهری
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹ - 04 January 2021
دانلود و تماشای کامل فیلم بیگانه ای با من است؛ در سایت وقایع روز می توانید هرشب خلاصه داستان قسمت های سریال بیگانه ای با من است را بخوانید و فیلم کامل آن قسمت را تماشا کنید.

سریال بیگانه ای با من است / فیلم کامل قسمت۲۲+ خلاصه داست

وقایع روز ـ سرویس هنر وادبیات؛

قسمت های سریال بیگانه ای با من است که هر شب ساعت 21 و 30 دقیقه از شبکه دوم سیما پخش می شود.

خلاصه داستان قسمت ۲۲سریال بیگانه ای با من است

سمیه از بیمارستان بالاخره آدرس محل تصادف شراره را میگیرد و به آن محل می رود. از اهالی آن منطقه سوال میکند تا ببینند ماشینی که شراره باهاش تصادف کرده را دیدن یا نه که یکی از همسایه ها بهش مشخصات ماشین جاوید را میدهد و سمیه با حالی داغون به خانه برمیگردد و به صادف زنگ میزند و ماجرارو تعریف میکند. نساء با اکرم به خانه مینو میروند تا نساء با دیدن خانه ببیند اثری از مینو مانده یا نه و مدرک دیپلم مینو را بردارد اکرم ازش سوال میکنه که میخواد چیکار که نساء میگه پدرشوهرم گفته ادامه تحصیل بدم منم دوست دارم برم دانشگاه. صادق به اتاق جاوید میره و بهش میگه ماجرا چیه؟ جاوید فکر میکنه درباره شرکت سوال کرده که جوابش را میدهد ولی صادق میگه اینو نمیگم سمیه را میگم. جاوید میگه فکر کردم قراره بین خودمون حلش کنیم فکر نمیکردم سمیه به شماها بگه که صادق میگه چرا نباید بگه؟ پای قتل ۲نفر وسطه اون خانم با بچه ات که جاوید میگه کدوم بچه؟ از کجا معلوم بچه من بوده؟ که صادق میگه جواب آزمایشتونو سمیه تو جیب تو پیدا کرده، جاوید بهش میگه اون شب من پشت فرمون نبودم قادر بود که صادق به حرفش شک میکنه.

زن سلیم کنار خیابان بچه اش را به دختر دوستش میدهد که نگهش دارد تا برود شیر خشکش را درست کند که وقتی میاد میبینه همون پسری که چند وفت زیرنظرش داشته بود بچه اش را دزدیده و به سمت کلانتری می روند. صادق ماجرای جاوید و تصادفش را به پدرش میگه که آقای شهرابی میگه من قادرو میشناسم اگه تصمیمی بگیره دیگه تغییرش نمیده اگه تصمیم گرفته که قتل را بر عهده بگیره اینکارو میکنه کاری هم از دست ما بر نمیاد چون اسناد و شواهدمون قابل قبول برای دادگاه نیست. همسر قادر باهاش حرف میزنه تا از این تصمیم صرف نظر کند و بهش میگه ما تا الان تونستیم از پس خودمون بر بیایم از این به بعد هم میتونیم نمیخواد خودتو بدنام کنی. قادر به دم در خانه آقای شهرابی می رود و تمام ماجرارو براش تعریف میکنه و میگه شرمنده تونم آقای شهرابی میگه چرا ؟ به چه دلیل؟ که قادر میگه من نون و نمکتونو خوردم اما نمیتونم این کارو براتون بکنم نمیخوام آخر عمری به جای طلب حلالیت و آمرزیده شدنم برای خودم ناله و نفرین بخرم. آقای شهرابی میگه اگه این کارو نمیکردی بهت شک میکردم و در حقم نامردی کرده بودی الانم صبر کن لباس بپوشیم بریم کلانتری برای پلیس هم تعریف کنی که قادر میگه من قول دادم به کسی چیزی نگم به شما نتونستم نگم ولی به پلیس نگم بهتره که آقای شهرابی میگه قول بر سر یک دروغ از بیخ و بن باطله…



قسمت۲۲ بیگانه ای با من است تماشا کنید

تعداد بازدید : 1095
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: