حاج آق مهدی / آیت الله سید مهدی روحانی عالم عامل و مردمی | وقایع روز
کد خبر: ۱۸۱۱۶
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۰۴ آذر ۱۴۰۰ - 25 November 2021
حاج آق مهدی، این نام مشهوری است از یک عالمِ عامل و مجتهد مسلّم و زاهد وارسته و حقیقتی مجسّم، از یک انسان به تمام معنا خداباور و از سر تا قدم مملو از ایمان و بی تظاهرِ خاکی، یعنی آیت الله سید مهدی حسینی روحانی.

حاج آقا مهدی

وقایع روز ـ سرویس اجتماعی؛

حاج آق مهدی، این نام مشهوری است از یک عالمِ عامل و مجتهد مسلّم و زاهد وارسته و حقیقتی مجسّم، از یک انسان به تمام معنا خداباور و از سر تا قدم مملو از ایمان و بی تظاهرِ خاکی، یعنی آیت الله سید مهدی حسینی روحانی.

عنوان و نامی جاری در لحن صمیمانه و در بیان عامیانه ی مردمِ بسیار سخت پسند و البته نکته سنج و انسان شناس شهر قم، که با تمام اشتیاق و علاقه برای ایشان به کار می رفت و همچنان این عنوان صمیمی پس از گذشت سالها با خاطری نیک و خوش بر زبان ها می رود.

نامی ساده و صمیمی که  از جایگاه بسیار موثر و منزلت والای یک سید روحانیِ مردم دار و مجذوبِ قلوب و نشسته بر جانِ شیدای دوستدارانش خبر می دهد.

جایگاه مردی جانپاک که اندک اشاره و لمحه و کرشمه و کلامش، در میان مردمان ناحیه کهن و اهالی قدیمی شهر قم، تاثیری داشت، به مراتب بیشتر از ساعت ها سخن و منبر و نشر دهها مجلد کتاب و جزوه سازمانی و نهادی.

عالمی ربّانی و دارای عزت و منزلت بالای اجتماعی، که مایه حسرت و غبطه بسیاری از صاحبان منصب و قدرت است و ای کاش پرورش و یافتن چون اویی، آرزوی بسیاری از ساکنان امروز و دستور کار اولیه مراکز علمی و حوزوی و دینی بود.

جایگاهی عطرآگین که خانه قدیمی چندصد ساله ی پدری اش را، در محله سلطان محمدشریف قم، چونان قلب تپنده و منزلگاه مطمئن و مأمن و ملجاء دوستدارانش می ساخت و دیدگان مشتاق آنان را بر سر سفره های اکرام محبت آمیزش می نشاند.

دوستداران و مشتاقانی با گستره و تنوع و گوناگونی از هر صنف و قشر و توده و گرایش و مسلکی، آن هم از بالاترین شخصیت های حوزوی و علمی و سیاسی و انقلابی گرفته تا پایین ترین گروههای عامی و تهی دست و قلندران شهر. 

این نعمت وکیمیای ارزشمند، به دست نمی آید؛ جز با اخلاص و گشاده رویی و عشق بی چشمداشت به خلایق و خداباوری به تمام معنا و در یک کلمه دارا بودن زیّ واقعی طلبگی.

آدمی هرچه می خواهد و هست و بوده و باشد؛ اما مانا زیستن و نامیرا شدن چون ایشان، جز با منش پارسایان و زیّ طلبگی عالمان ممکن نیست.

حاج آقا مهدی

همان منش و روشی که برای یافتن آن، سطر سطر سیره عارفان و فتوت نامه های جوانمردان را باید کاوید.
وقتی آدمی از شجره ای بسیار معروف و نواده میرزای قمی و نوه حاج سیدصادق مجتهد قمی و طبقات مورد وثوق و احترام شاهان قجر و بزرگ شده در خاندان مرجعیت و رشد کرده در بین دهها مجتهد خانوادگی باشد؛ نسل در نسل نام اجدادش در زمره معتبرترین سلسله و نسب نوشته ها از حلّه و جبل عامل و شفت گیلان تا قم و نجف قرار بگیرد.

فرزند خانه حاج میرزا ابوالحسن و نوه حاج سیدصادق مجتهد بزرگ و محل رفع و رجوع مشکلات یک شهر در چند دهه متوالی باشد؛ در طلیعه قرن ۱۳ شمسی و اوج اختناق سیاه رضاشاهی بروید و با استعدادی عجیب در زمین دانش فقاهت  قدوقامت بگیرد؛ قدم به قدم از کوچه های قم تا مدارس نجف یک به یک ردیف به ردیف بر پای درس فهرستی از عالمان و مراجع طراز اول چون سیدمحمد محقق داماد و بروجردی و خویی و خمینی بنشیند.

سبدسبد شکوفه دانش و پژوهش و تحقیق را، در هر شب و روز ایام تحصیل بر درخت زندگانی خود بنشاند؛ در کنار تمام علوم حوزوی از خرمن هر دانش جدید و قدیم حتی ریاضی و هندسه و نجوم و طبیعیات و فرقه شناسی و ادیان خوشه ای بچیند؛ با آن همه اجازات و کسب ملکه اجتهاد و زمینه های مستعد، عطای مرجعیت را به لقایش ببخشد؛ عنوان در عنوان پرورش مشاهیر بنام عرصه فقاهت را در کارنامه علمی اش بنگارد و نام آوران سیاست و کیاست را با صبر و فروتنی بپروراند؛ در لحظه لحظه نهضت اسلامی و مبارزات با طاغوت، دوشادوش امام مردانه برزمد و نستوه بماند.

حادثه در حادثه در متن جامعه و در سختی و سهولت و سرما و گرما در تمام صحنه های پرفراز و نشیب قبل و بعد انقلاب و جنگ، در کنار مردم فرودست و تهی دست، استوار و پیشتاز باشد؛ پیش از آنکه به دیگران سفارش کند تا به میانه میدان بروند،خود و اهل و خانمان و فرزندش را به خاکریز جهاد رهسپار کند؛ نورچشمش را خالصانه و ابراهیم وار، راهی حجله گاه شهادت سازد؛ سه دوره متوالی بی هیچ دستگاه تبلیغی حزبی و بی اتکا به بوق و کرنای پروپاگاندایی و بدون حمایت فلان بنگاه و موسسه و موقوفه و این و آن، منتخب اصلی و خبره اول مردم قم بماند.

در اوج عزت و اعتبار و مصاحبت و همردیفی بزرگان و هم نشینی والاتباران قرار بگیرد و هیچ دفتر و دستگاه و دستک و موسسه و تالار و مزار و گنبد و مناره ای برای خود بنا نکند و تمام اوقات شبانه روزش در رفع مشکلات و حل و فصل و مصالحه همسایه و همشهریانش بگذرد؛ و از همه مهمتر همان مجتهد خداباور و ساده بی آلایش و ایستاده در صف نانوایی و بقالی و نشسته بر مراسم شادی و غم در کنار و همراه پابرهنگان بماند که بماند؛ و مجموعه ای از شرافت ها و منظومه ای از فضیلت های نهان را، بی ادعا و بی تظاهر یکجا داشته باشد، می شود مظهریت و تجلی کاملی از زیّ واقعی طلبگی.

هنگامی که انسانی در اوج سادگی و بی ادعایی، در همه فصول، سه نوبت اقامه نماز جماعتش را در مسجد آقا، و همان مسجدی که جد بزرگوار مورد احترامش، خشت به خشت آن را در اوج قحطی عهد قجر، با کمک های کوچک و اندک مردم قم بنا نهاد، ترک نکند؛ با چنین مقامات و درجاتی،  همیشه وقت و بی وقت پدرانه و صبورانه، برای رفع دعواها و منازعات مردم و حتی واسطه گری برای ازدواج و حل اختلاف زن و شوهری، مایه بگذارد؛ هُرم تابستان گرم و مرداد داغ و عرق ریزان قم را تحمل کند و بماند در اندرونی بی کولر، تا شاید نیازمندی که هر هفته سراغ فیش نان و بسته غذایی می آمده با در بسته و بی جواب خانه اش روبه رو نشود.

خانه اش را هر شب پنج شنبه با روضه ای کوتاه و سفره ای ساده، مرکز اجتماع پیر و جوان کند تا فاصله ای نباشد میان مردم و عالمان راستین دین؛ این می شود که این انسان وارسته پارسا می شود یک روحانی دوست داشتنی و محبوب محله و جامعه و کوچه و بازار و نه یک آخوند محصور در مدرسه و حوزه و حجره.
با آن همه ابعاد فضل و اضلاع حکمت و وجوه عقلی، ابوذر صفت و سلمان وار، می شود جامع اضداد.

همان رفتاری را با والیان و امیران و بزرگان داشته باشد که با قصاب و بقال و طباخ و خرک دار محله اش دارد؛ هر نامه و درخواستی که به مقامات بفرستد، ذکر حاجتی باشد برای بی نوایی و نیازمندی و گرفتاری؛
برای تبلیغ انتخاباتی با خودروی بیت المال نرود و در مسجد هم بجای بیان ویژگی و معرفی خود، احکام و اخلاق بگوید؛ در طراز بزرگان علم باشد و اما به گریه کودک و حتی ناله حیوان زبان بسته ای هم توجه کند.

در میان آن همه مشغله و کار، حواسش به اسراف و قناعت باشد و حتی ته مانده نیمروی محافظ و راننده اش را هم با افتخار نوش جان کند، و همه تعلقات دنیایی را درجا ذبح کرده و گردن شیطان نفسش را بشکند؛ متولی موقوفاتی باشد که همه آرزویش را دارند تا از درصد اندکش به نوایی برسند، و حتی ریال به ریالش را هم از نزدیکان حساب بکشد و حتی ارزنی از آن اموال را وارد زندگی اش نکند.

و همه این مراقبت ها و دقت ها را بدون کمترین تکبر و غرور و تبختر و خودبزرگ بینی و ریاکاری و در اوج فروتنی و خشوع و اخلاص داشته باشد؛ می شود انسانی از جنس نامیرایان و جاودانان تاریخ.

شاید این داستان واره ها برای ما امروزیان افسانه های خیالی بیاید. شاید گفتنش راحت باشد و هر چند عمل کردنش سخت و ممتنع؛ اما او با چنین زیست مردمی و خداباورانه، تا آخرین نفس، یک انسان مومن و متخلّق و زاهد واقعی باقی ماند و این چنین زیست.

خیلی ها به اندازه هزاران سال عمر عالمان و عارفان تاریخ، ادعای زیست نبوی و علوی و فاطمی را دارند، اما آقا سید مهدی فرزند حاج میرزا ابوالحسن، بی ادعا خواست و در حیات هفتاد و هفت ساله با برکتش، بجای گرفتار شدن در انبوه قواعد و تشریفات و ادا و اصول و اطوار و تظاهر و عناوین و القاب پرطمطراق، جور دیگری دید و گونه دیگری زیست. آن سان که تا ابد نام زیبایش، در ترنّم لسان و زمزمه زبان مردم فرودست و توده های محروم قم جاودانه ماند؛ به نام نامی"حاج آق مهدی!"

 

نویسنده: حسن طاهری

نظرات کاربران
موسی
Iran (Islamic Republic of)
۰۵ آذر ۱۴۰۰ - ۰۱:۰۳
چقدر عالی.. عطر و حسی زیبا از یاد این عالم ربانی، در این تعفن بازار دنیاگرایی برای لحظاتی وزید. روحش شاد... کاش مادر دهر چونان او بزاید، کاااش...
یک گلایه به وقایع روز: چقدر تبلبغات وسط این متن، حالگیر بود و خدشه آور روح
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of)
۰۵ آذر ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۱
دوست عزیز جای اینگونه تبلیغات در اختیار سایت ها نیست و اغلب سایت ها همینطورند و بقیه سایتها که خیلی بدتر هستند اینجا خوبه تازه
هرچند چاره ای هم ندارند بندگان خدا در این وضعیت اقتصادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: